حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2420
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اين صفات را بيشتر قدر خواهد دانست . مهرداد ميتواند همراه سفراى پارتى برود و به كايوس كاسّيوس والى سوريّه دستور داده خواهد شد ، كه او را در ورود بآسيا بپذيرد و وى را سالما به آن طرف برساند » ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 12 ، بند 10 ) . پس از آن شاهزاده اشكانى را روميها بسلامت به شهر زگما رسانيدند و جمعى از نجباى پارتى و پادشاه خسرون دستنشانده دولت پارت ، كه مانند پادشاهان ديگر اين صفحه آبگر « 1 » ( يا اكبر ) نام داشت ، در اينجا بشاهزاده ملحق گشتند . پارتيها ميخواستند ، كه مهرداد هرچه زودتر از نزديكترين راه خود را بتيسفون برساند و والى سوريّه كاسّيوس هم همين عقيده را داشت ، ولى پادشاه خسرون ، كه بعقيده تاسىتوس ظاهرا دوست مهرداد و در باطن طرفدار گودرز بود ، بر خلاف اين نقشه اظهار عقيده كرده ، صلاح مهرداد را در آن ديد ، كه او به ادس « 2 » پايتخت خسرون درآيد و شاهزاده اشكانى را چندين روز در آنجا ببهانه ميهمانىها نگاهداشت . پس از آن به او پيشنهاد كرد ، كه بارمنستان رفته از راهى ، كه دور ميزد ، يعنى از قسمت علياى رود دجله ، به طرف دشمن خود رود ، و حال آنكه راه مستقيم راه بين النّهرين بود . در اين احوال وقت ، گرانبهاى زيادى تلف شد : راه كوهستانى ارمنستان و برفهاى آن قشون مهرداد را خسته كرد و به گودرز مجال داد ، كه سپاهيان خود را جمع كند . راهى ، كه مهرداد پيمود ، از قرار معلوم چنين بوده : او از ديار بكر و تيل « 3 » و جزيره گذشته ، در نزديكى موصل از دجله عبور كرده و قبل از عبور شهر كوچكى را ، كه در جاى نينواى قديم بوده ، بتصرّف آورده و بالاخره به آديابن رسيده . چيزى كه در ابتداى جنگ براى مهرداد مساعد به نظر ميآمد ، اين بود ، كه عزّت پادشاه دستنشانده آديابن طرفدار او گرديده ، قشون خود را بكمك او آورده بود . گودرز ، كه در نزديكى اين محل بود ، قوّه خود را ، براى جنگ كافى نميديد و از جهت نگرانى ميخواست ، قوّه بيشترى جمع كند .
--> ( 1 ) - Abgarus . ( 2 ) - Edesse . ( 3 ) - Til .