حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2416
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
( 139 ) - سكّه اشك نوزدهم ( بردان ) به اردوان پدر بردان در مراجعت ثانويش بتخت ايران كمك و همراهى كرده بود و بنابراين دوست صميمى بردان هم بشمار ميرفت . شاه با او مشورت كرد و عزّت ، پس از اينكه از نقشه او آگاه شد ، گفت رأيش مخالف اين نقشه است . جهت آن بود ، كه اوّلا عزّت چهار پنج نفر از پسران خود را بروم فرستاده بود ، كه در آنجا تربيت يابند و ديگر بقوّت و ابهت روم عقيده داشت و صلاح نميدانست بردان با دولت مزبور درافتد . او سعى كرد با دليل عقيده خود را به بردان بقبولاند ، ولى بالاخره موفق نگشت ، زيرا دلايل عزّت در ترازوى عقل بردان آن وزن را نداشت كه با فكر بردان ببرگردانيدن ارمنستان بايران برابرى كند يا به آن بچربد . جهت معلوم است ، بردان پيش خود ميگفت ، كه در ارمنستان سلسله اشكانى سلطنت داشت و اين مملكت در منطقهء نفوذ ايران بود . روميها از اغتشاشات و انقلابات داخلى دولت پارت استفاده كرده ، در اين مملكت برقرار شدهاند . اين توهين را بايد رفع كرد و اين موقع هم مناسب است . خلاصه آنكه بردان با عزّت موافق نگرديد و اين اختلافنظر باعث كدورت ذات البين شده ، بالاخره كار بجنگ كشيد ( يوسف فلاويوس ، تاريخ يهود ، كتاب 20 ، فصل 3 ، بند 4 ) . در اين احوال هنوز طرفين صفآرائى نكرده بودند ، كه از طرف شمالشرقى خبر رسيد ، گودرز از آشتى خود با بردان پشيمان گرديده درصدد جنگ است ، توضيح آنكه نجباء او را اغواء كرده بودند ، با همراهى آنها با برادر بجنگد و تخت را صاحب شود . در اين وقت بردان مجبور گرديد ، كه دست از عزّت برداشته به طرف مشرق رود و در محلّى ، كه معلوم نيست كجا بوده ، در ميان گرگان و هرات با برادر روبرو شده در چند جدال به او شكست داد ( تاسىتوس گويد ، كه جنگها بين اريند « 1 »
--> ( 1 ) - Erinde .