حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2415

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

بنابراين گودرز صلاح خود را در آن ديد ، كه با برادرش صلح كند و در نتيجه خبر مذكور را به بردان اطّلاع داد و هردو باهم آشتى كردند . پس از آن گودرز از تخت سلطنت صرف‌نظر كرده در گرگان بماند ( معلوم است ، كه والى اينصفحه گرديد . م . ) ، ولى بردان به طرف سلوكيّه رانده با محاصره شديد اينشهر را باطاعت درآورد . موافق اين خبر ، شورش اهالى سلوكيّه هفت سال به طول انجاميد و در سال 46 خاتمه يافت ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 11 ، بند 9 ) . پس از صلح با گودرز و گرفتن سلوكيّه ، بردان فراغتى يافت و پنداشت ، وقت آن رسيده ، كه توجه خود را به طرف ارمنستان معطوف داشته ، حق خود را از دولت روم استرداد كند ، زيرا براى ستيزه كردن با روم ، اين موقع به نظر بردان مناسب ميآمد . براى فهم وقايع بايد در نظر داشت ، كه مهرداد پسر فرس‌من ايبريانى يا گرجى ، كه تحت الحمايه روميها بود ، آنها را ناراضى داشت و كالىگولا قيصر روم او را احضار كرد . در غياب او ارمنستان بىپادشاه ماند و ارامنه در صدد استقلال خود برآمدند . بعد ، وقتى كه پس از چند سال ، مهرداد از كلوديوس « 1 » قيصر روم اجازه يافت بارمنستان برگردد ، ارامنه او را نپذيرفتند و بر ضدّش قيام كرده پا فشردند . اين احوال به طول انجاميد ، تا قواى متحدّه روميها و گرجىها ، بر اهالى غلبه كرده مهرداد را بتخت نشاندند . مهرداد ، كه بقوّه اجنبى زمام امور را بدست گرفته بود ، مقام خود را محكم نميديد و براى حفظ خود به سختى و جبر متوسل ميشد ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 11 ، بند 9 ) . اين بود ، كه نارضامندى شديد در ميان ارامنه پديد آمد و بردان پنداشت موقع آن رسيده ، كه ارمنستان را از روميها انتزاع و آنان را از حدود ايران دور سازد . امّا ، چون بردان مرد محتاطى بود ، خواست پادشاهان دست‌نشانده ايران را در اين كار شريك خود دارد و از قواء آنها استفاده كند ، بنابراين تصميم كرد با آنها مشورت كند . از پادشاهان مزبور از همه نزديكتر به او ، عزّت پادشاه آديابن و كردون بود . او ، چنان كه ميدانيم ،

--> ( 1 ) - Claudius .