حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2414
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
ولى تاسىتوس گويد ، كه گودرز پسر اردوان سوّم بجايش نشست و اگر شقى نبود ، ميتوانست بىمدّعى سلطنت كند ( سالنامهها ، كتاب 11 ، بند 8 ) . ممكن است بگوئيم ، كه روايت هردو مورّخ صحيح است به اين معنى ، كه گودرز قبل از بردان بتخت نشسته ، ولى چند روزى بيش نتوانسته بر سرير مزبور بماند . بهرحال روايت تاسىتوس اين است ، كه گودرز برادر خود اردوان نامى را هلاك كرد و به اين هم اكتفاء نكرده زن و پسر او را فقط از جهت سوءظنّى كشت . نجباى پارت از اين رفتار وحشيانهاش متنفّر گشته او را از تخت به زير آوردند و بجاى او بردان را طلبيدند . اين شاهزاده در اينوقت دور از دربار پارت ميزيست ( تقريبا 93 فرسنگ ) و چون جاهطلب و چابك بود ، همين كه دعوت مجلس مهستان به او رسيد ، سوار شده در ظرف دو روز خود را بپاىتخت رسانيد ( تاسىتوس گويد دو روز ، ولى چون به نظر مشكل ميآيد ، كه 350 ميل يا نود و سه فرسنگ را بتوان در دو روز طى كرد ، بايد گفت ، كه در عدد روزها اشتباه شده يا تغيير عدد از تحريف كاتب است . م . ) . از آن جهت ، كه قواى گودرز حاضر نبود ، بردان به آسانى بر او غالب آمده بر تخت نشست و گودرز فرار كرده نزد داهىها رفت . بردان در آنجا متعرّض او نشد و در نتيجه گودرز فرصت يافت ، كه براى بازگشت خود فكرى انديشد و طرحى ريزد . بردان هم بخواباندن شورش سلوكيّه پرداخت و اين شهر را محاصره كرد ( تاسىتوس ، همان كتاب و همان بند ) . محاصره به طول انجاميد ، زيرا شهر استحكاماتى متين داشت و يونانيها آذوقهء فراوان جمع كرده حاضر شده بودند ، تا آخرين نفس پا فشارند . در اين احوال ، كه بردان بسلوكيّه پرداخته بود ، خبر قيام گودرز رسيد . بردان براى دفع او به طرف مشرق حركت كرد و در جلگهاى در باختر براى جنگ آماده گشت ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 11 ، بند 8 ) . گودرز هم قواى زياد داشت ، زيرا گرگانىها و داهىها با او همراه بودند ، ولى قبل از اينكه جنگى روى دهد ، دريافت ، كه نجباء مذاكراتى دارند ، تا هردو برادر را كنار گذاشته شخص ثالثى را براى سلطنت انتخاب كنند .