حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2408
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اغتشاش در ايالت بابل در اين وقت يا كمى پس از آن ، اختلالى در يكى از ايالات غربى دولت پارت رويداد و شرح آن چنين بود : يهوديها از ازمنهء قديم در آسياى غربى پراكنده بودند و محلهاى يهودىنشين در ارمنستان ، ماد ، خوزستان ، بين النّهرين و ساير جاهاى ايران كم نبود ( يوسف فلاويوس ، تاريخ يهود ، كتاب 16 ، بند 6 - موسىخورن ، تاريخ ارمنستان ، كتاب 2 ، فصل 3 ، بند 2 ) . بناى اين مستعمرات از زمان بخت - النّصر دوّم پادشاه بابل شروع شده بود و در همهجا عدّه يهوديها بيش از عدّه مردمان ديگر ، كه مجاور آنها بودند ، رو بترقّى ميرفت و مخصوصا در بين النّهرين و بابل بر عدّه يهوديها و اهميّت آنها ميافزود ، و حال آنكه سلكوس و ساير پادشاهان سلوكى با آنها خصومت ميورزيدند و آنها را از بابل به انطاكيّه ميبردند ( يوسف فلاويوس ، كتاب 12 ، بند 3 ) . چنين بود وضع آنها ، تا دولت اشكانى بسط يافت و بابل ايالتى از دولت پارت گرديد . در دورهء سلطنت سلسله اشكانى وضع يهوديها خوب بود و دولت پارت از آنجا ، كه تعصّب مذهبى نداشت ، متعرّض آنها نميشد . يهوديهاى پارت انجمنى تشكيل كرده بودند ، كه دولت اشكانى آن را شناخته بود . اينها شهرهائى داشتند ، كه مختصّ يهوديها بود . يك خزانهء عمومى تأسيس كرده بودند و گاهگاه پولهائى با سى يا چهل هزار نفر به اورشليم ميفرستادند ( يوسف فلاويوس ، تاريخ يهود ، كتاب 18 ، بند 9 ) . حكومت اشكانى كليّة با نظر ملاطفت به يهوديها مينگريست و از آنها در مقابل يونانيها و سريانيها ، كه طرف اعتماد اشكانيها نبودند ، استفاده ميكرد . بنابراين يهوديها از دولت اشكانى رضايت داشتند و هيچگاه مايل نبودند ، اغتشاشى در مستعمرات يهود روى دهد ، ولى در اين زمان وقايعى اتّفاق افتاد ، كه موجب بدبختىهاى بزرگ شد : « 1 » دو جوان يهودى آسىناى « 2 » و آنىلاى « 3 » نامان ، كه از اهل شهر نهآردا « 4 » يعنى
--> ( 1 ) - تمامي اين روايت از يوسف فلاويوس مورّخ يهودى است . ( 2 ) - Asinai . ( 3 ) - Anilai . ( 4 ) - Nearda .