حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2407

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

نكند و اردوان از هرگونه ادّعائى راجع بارمنستان صرفنظر كرد . در اين ملاقات روميها اردوان را بر آن داشتند ، كه پسرش دارا را براى اظهار مودّت بروم بفرستد و روميها چنان وانمودند ، كه اردوان خواسته ، گروكانى بروم بدهد ، تا بنمايد ، كه مناسباتش با دولت مزبور حسنه خواهد بود . لفظ گروكان را يوسف فلاويوس ذكر كرده ( همانجا ) و نيز سوئه‌تونيوس « 1 » و ديوكاسّيوس ( كتاب 59 ، بند 27 ) ، ولى معلوم نيست ، كه قصد اردوان چنين بوده . شايد او پسرش را براى اثبات روابط دوستى بروم فرستاده . بعلاوه اين اقدام ، كه موافق مقام شاه پارت نبود ، اردوان چند دانه كندر در آتشى ، كه در جلو بيرق رومى و صورت امپراطور ميسوختند ، انداخت و روميها اين عمل او را علامت احترام و خضوع پنداشتند ( ديوكاسّيوس ، همانجا ) . در باب اين عهد بايد گفت ، كه شرايط آن را در روم نميدانستند و فقط وقتى شرايط افشاء شد ، كه تىبريوس درگذشت ( 37 م . ) و كالىگولا « 2 » بجاى او نشست . وقتى كه روميها از شرايط عهد مزبور مطّلع شدند ، مشعوف گشتند و اين بهره‌مندى را از كفايت تىبريوس و تردستى وىتلّيوس دانستند ، ولى در زمان كالىگولا انتشار دادند ، كه اردوان اظهار كرده ، من با ملّت روم هيچگاه خصومتى نداشته‌ام . طرف بغض و عداوت من تىبريوس بود ، حالا ، كه او درگذشته ، با كالىگولا خصومتى ندارم و روابط مودّت را حفظ خواهم كرد . خلاصه آنكه براى نمودن دوستى خود آنطور رفتار كرده و اين فتح ديپلوماسى را از كالىگولا بايد دانست ، ولى حقيقت اين است ، كه اين بهره‌منديهاى روميها در دولت اشكانى نه از تىبريوس بود و نه از كالىگولا . روميها ميبايست مرهون اكتاويوس اگوست باشند ، كه آن كنيزك فاسد رومى را بدربار فرهاد چهارم فرستاد و او منشأ اوضاعى گرديد ، كه نتيجه‌اش آنهمه انقلابات دربارى بود . گوئيم « آنهمه » زيرا با وقايعى ، كه ذكر شده ، شرح اين انقلابات هنوز خاتمه نيافته و پائين‌تر كيفيّات دنبالهء آن بيايد .

--> ( 1 ) - Suetonius . ( 2 ) - Caligula .