حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2390
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كه او با مادرش ارتباط دارد . اين خبر را يوسف فلاويوس در تاريخ يهود ( كتاب 18 ، بند 2 ) ذكر كرده و شايد رفتارى ، كه فرهادك با مادرش داشته اين سوءظنّ را توليد كرده ، زيرا فرهادك با او بتخت نشست ، او را ملكه خواند ، امر كرد صورت مادرش را بر سكّهها نقش كنند و چون اسم مادرش موزا بود ، او را ربة النّوع ميدانست ( چنان كه در صفحه 67 اين تأليف ذكر كرديم 9 موز را يونانىها 9 ربة النّوع و نيز حمات صنايع ميدانستند . م . ) . اما اينكه چرا فرهادك با مادرش چنين رفتار ميكرد ، بايد متوجه اين نكته بود ، كه پارتيها او را از طرف مادر از نژادى پست ميدانستند و احتمال قوى دارد ، كه فرهادك ميخواسته در ميان تجمّلات سلطنتى و عناوين سطنطن و حتّى عنوان آسمانى منشأ پست مادرش را بپوشاند . اين را هم بايد گفت ، كه بعض مورّخين در ترديدند ، كه نقش كردن صورت موزا بر سكّهها از سنوات آخر سلطنت فرهاد چهارم شروع نشده باشد . يكى از جهات نارضامندى پارتيها از فرهادك نيز اين بود ، كه از ارمنستان صرفنظر كرد ، و حال آنكه از زمان مهرداد دوّم ، دولت پارت نظر خاصى به اين مملكت داشت و ميخواست آن را مانند سنگرى در جلو روم در تحت نفوذ خود نگاهدارد . خلاصه تمامى جهاتى ، كه ذكر شد ، وضع فرهادك را در ايران مشكل كرد و بالاخره شورشى برضدّ او رويداد و پس از زدوخورد مختصرى او را از سلطنت خلع كرده كشتند ( يوسف فلاويوس ، تاريخ يهود ، كتاب 18 ، بند 2 ) . از سكّههاى فرهادك چنين استنباط مىشود ، كه سلطنت او از 2 ق . م تا 4 م . بوده و مورّخين هم غالبا اين سنوات را ذكر كردهاند ، ولى بايد گفت ، كه مدّت اين سلطنت هم مانند سلطنت غالب شاهان اشكانى محقّقا معلوم نيست . دربارهء فرهادك بسط سخن لزومى ندارد . از سلطنت كوتاه او و وقايعى ، كه ذكر شد . معلوم است ، كه شاهى بوده نالايق و شخصا يك آدمى فاسد . از حيث سياست هم اوّل شاه اين دوره تاريخ ايران است ، كه در مقابل روميها از ابهّت دولت پارت