حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2386

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

دوچار ترديد شد . تىبريوس ، كه انزوا گزيده بود ، نميخواست اين شغل را قبول كند و نوه‌هاى قيصر هم جوان بودند ، زيرا بزرگترين نوه‌اش ، كه كايوس « 1 » نام داشت ، در اين زمان ( 2 ق . م ) فقط 18 سال داشت . بنابراين جنگ از جهت ترديد و تذبذب قيصر بتأخير افتاد ، تا سنه 1 يا 2 ق . م در رسيد و بعد حادثه‌اى در دربار ايران رويداد ، كه خيال قيصر را راحت كرد . توضيح آنكه فرهادك ، پسر فرهاد از موزا زن رومى او ، پدرش را زهر داد و بعد با مادرش بتخت نشست . تاريخ اينواقعه را مختلف نوشته‌اند . بعضى مانند مان‌وال « 2 » عقيده دارند ، كه فرهاد چهارم تا 4 ق . م سلطنت كرده . برخى مثل كلين‌تون « 3 » سلطنت او را تا 15 ق . م دانسته‌اند . جهت تاريخ اوّلى اين است ، كه ديوكاسّيوس اسم فرهادك را هم فرهاد نوشته ( كتاب 55 ، بند 11 ) . بهرحال ظنّ قوى اين است ، كه فرهاد چهارم در سال 2 ق . م درگذشته ، زيرا از سكّهء فرهادك معلوم است ، كه او در 2 ق . م شاه بوده . جهت اين قضيه چنين بود : پس از اينكه زن رومى فرهاد ، پسران فرهاد را از دربار دور كرد ، فرهادك يگانه معاون فرهاد در اداره كردن مملكت گرديد و پدرش از جهت نفوذ موزا او را بقدرى طرف توجه قرار داد ، كه همه فرهادك را وليعهد ميدانستند . بعد فرهادك ، چون ديد ، كه پدرش ممكن است باز چندين سال زنده بماند و در اين مدّت تغيير رأى براى او حاصل شود ، يا برادرهايش دسايسى بر ضدّ او كنند ، نخواست منتظر مرگ طبيعى پدرش گردد و با مادر خود زهرى ترتيب داده به فرهاد خوراند . بنابراين موزا در اين پدركشى فرهادك دست داشته و چون ايران و روم در اين زمان نزديك بود باهم درافتند ، ميتوان نيز حدس زد ، كه موزا در اين اقدام خود خواسته بيك تير دو نشانه زند : با پسرش بتخت نشيند و خدمتى هم بروم كرده باشد . اما در باب اينكه دولت روم در اين كار دستى داشته يا نه ، اسنادى ، كه چنين

--> ( 1 ) - Caius . ( 2 ) - Manval . ( 3 ) - Clinton .