حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2384
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
منظور ميداشتند . بعض نويسندگان رومى اين عقيده را اظهار كردهاند ، كه اين شاهزادگان گروكان فرهاد در روم بودند ( مثلا ژوستن در بند 5 كتاب 42 ) و مخصوصا ولّييوس « 1 » براى چاپلوسى نسبت بقيصر روم تىبريوس ، اين عقيده را قوّت ميداد ، ولى مورّخ جدّى و عاقل روم تاسىتوس بر ضدّ اين عقيده بود . معلوم است ، كه اين انتشارات مبنائى نداشت و در اينجا هم حرفهاى نويسندگان رومى براى بزرگ كردن نام روم يا اظهار چاپلوسى و ملق بوده ، ولى بايد گفت ، كه از طرف فرهاد هم ، فرستادن شاهزادگان بروم خبطى بزرگ بود و گويند ، كه موزا زن رومى فرهاد در اين كار دستى قوى داشته ، تا پسر خود فرهادك را بتخت بنشاند و چنين هم شد ، چنان كه بيايد . كوتشميد گويد ( تاريخ ايران الخ ، صفحهء 113 ) فرهاد چهارم در سال 10 يا 9 ق . م چهار پسر خود را بعلاوه دو زن با چهار پسر آنها بوسيله ماركوستيتوس « 2 » نزد قيصر فرستاد ، براى اينكه طمع دشمنان خود را بتخت محال سازد ، زيرا شاه ميبايست از دودمان اشكانى باشد ، فقط پسر كوچكتر نزد پدر ميماند و در آتيه با رضايت مادرش ، كه كنيزك رومى بود ، پدر را ميكشد . مسئلهء ارمنستان روابط دوستانه بين دولتين برقرار بود و شايد مدّتها مىپائيد ، اگر تغيير سلطنت در ارمنستان باعث كدورت بين فرهاد و روميها نگرديده بود . پس از مرگ آرتاكسياس ، اكتاويوس اگوست قيصر روم ، نىبريوس را بارمنستان فرستاد ، تا تيگران برادر شاه متوفى را بر تخت نشاند ( تاسىتوس ، سالنامهها ، كتاب 2 ، بند 3 ) . تيگران هم در 6 ق . م درگذشت و ارامنه ، بىاينكه بدانند اراده قيصر بر چيست ، پسر او را ، كه در زمان پدرش در اداره كردن مملكت شريك او بود ، بر تخت نشانيدند . اين اقدام به قيصر برخورد و او قشونى بارمنستان فرستاد و در نتيجه آرتاواسد نامى بر تخت نشست ( تاسىتوس ، همانجا ) . چون نسب اين شخص معلوم نبود و ارامنه بخانواده اشكانى علاقهمند
--> ( 1 ) - Velleius . ( 2 ) - Marcus Titus .