حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2376

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ميساخت و بر تنفّر آنها از روميها ميافزود ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، بند 3 ) و اين وضع بنفع فرهاد تمام ميشد . چنين بود اوضاع اين زمان و بايد گفت ، كه باوجود اينكه آن‌تونيوس سوريّه و ارمنستان را داشت و پادشاه آذربايجان متّحد او بود ، در سنهء 33 ق . م بارمنستان درآمده به طرف رود ارس رفت و در آنجا با پادشاه آذربايجان عهد اتّحادى بسته ، قسمتى را از ارمنستان با قشون رومى به او داد و دختر او را يوتاپا « 1 » نام براى پسرش آلكساندر گرفته وى را والى مشرق كرد ، اما فرهاد ساكت نشسته با حوصله و بردبارى اين وقايع را تحمّل ميكرد . در اينوقت توجه او فقط به اين امر معطوف بود ، كه سرحدّات دولت پارت را از تجاوزات حفظ كند ، امّا ، همين كه آن‌تونيوس به طرف آسياى صغير رفت ، كه خود را براى مبارزه با اكتاويوس قيصر روم حاضر كند ، فرهاد جنگ تعرّضى پيش گرفت و با آرتاكسياس پادشاه جديد ارمنستان بپادشاه آذربايجان و متّحد روم حمله كرد ، ولى او با قشون رومى پارتيها را عقب نشاند . پس از آن ، آن‌تونيوس قشون رومى را احضار كرد ، بىاينكه قشون پادشاه آذربايجان را براى او پس بفرستد و در اينوقت شاه پارت و پادشاه ارمنستان از نو بر او تاخته بهره‌مند گشتند و پادشاه آذربايجان نه فقط شكست خورد ، بل اسير هم گرديد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 49 ، بند 44 ) . بعد از اين فتح آرتاكسياس با قشون پارتى بارمنستان برگشت و از ساخلو رومى هركس را در آن مملكت يافت ، از دم شمشير گذراند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 50 ، بند 16 ) . پس از اين وقايع اوضاع مشرق باحوال سابق برگشت و آذربايجان هم از نو تابع دولت پارت گرديد . نتيجه چنين بود نتيجه جنگ دوّم و سوّم روم با ايران . اين دو جنگ با جنگ اوّل روميها با ايران به آنها آموخت ، كه دولت پارت دولت سلوكى يا مصر بطالسه يا دولت‌هاى آسياى صغير نيست ، كه بتوانند بر آن

--> ( 1 ) - Jotapa .