حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2375

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كه او را پادشاه پنت ميخواندند و مأموريّت داشت ، عقد اتحادى را پيشنهاد كند . آن‌تونيوس با ميل اين پيشنهاد را پذيرفت ، چه اوّلا از پادشاه ارمنستان سخت ناراضى بود و ميخواست او را تنبيه كند ، دوّم در جنگ جديد خود با پارتىها ، كمك پادشاه آذربايجان را ، كه سواره‌نظام و كمانداران خوب داشت ، گران‌بهاء ميدانست و اين نكته مهمّ بود ، زيرا شكست او در جنگ اوّل از ابهتش كاسته بود و ميخواست آن را جبران كند . بالاخره باتّحاد خود با يكى از اعقاب مقتدر آثروپات آذربايجانى و بشركت دادن او در سرنوشت خويش اهميّتى ميداد . بنابراين در بهار 34 ق . م او ناگهان بارمنستان درآمد و چون ظاهرا حسّيّات دوستانه نسبت به آرتاواسد ميپرورد و حتّى مينمود ، كه ميخواهد وصلتى بين دو خانواده بشود ، پادشاه ارمنستان فريب ظاهر را خورده نزد آن‌تونيوس رفت ( ديوكاسّيوس ، كتاب 49 ، بند 33 ) ، ولى همين كه آن‌تونيوس او را ديد ، امر كرد گرفته در زنجيرش كنند . زنجير بقول ديوكاسّيوس در ابتداء از نقره بود و بعد از طلا ( همانجا ، بند 39 - 40 ) پس از آن ارمنستان را روميها تصرّف كردند ، زيرا قسمت بزرگى از لشكر آن‌تونيوس از زمان عقب‌نشينى او از آذربايجان بارمنستان در اين صفحه مانده بود و مواقع خوب داشت . بعد روميها آرتاكسياس « 1 » را ، كه ارامنه بجاى پدر بسلطنت نشانده بودند ، شكست دادند و او بدربار فرهاد چهارم اشكانى فرار كرد . در اين وقت آن‌تونيوس با پادشاه آذربايجان وصلتى كرد ، توضيح آنكه دختر پادشاه مزبور را براى پسرى آلكساندر نام ، كه از كلئوپاتر داشت ، نامزد كرد و بعد آن‌تونيوس ساخلوهائى در محلّ گذارده آرتاواسد را با غنائمى ، كه گرفته بود ، برداشته بمصر روانه شد . فرهاد در اين احوال ناظر وقايع بود و چنان به نظر ميآيد ، كه از گرفتار شدن آرتاواسد بدش نميآمد . ديگر اينكه رفتار آن‌تونيوس ارامنه را دشمنان روم

--> ( 1 ) - بايد رومى شده آرداشس ( اردشير ) باشد .