حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2366

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كوههاى مزبور جلگه‌هاى وسيعى است و پارتيها ميخواهند ، شما را مطمئن ساخته به اين جلگه‌ها بكشانند . راست است ، كه در كوهستان شما از تشنگى در عذابيد ، ولى بالاخره با اين وضع خو كرده‌ايد . اما اگر بجلگه‌ها درآئيد ، طالع كراسّوس دامن‌گير شما هم خواهد شد » . مهرداد اين بگفت و وداع كرده برفت ( همانجا ، بند 50 ) . آن‌تونيوس بر اثر اين خبر دوستان خود را جمع كرده از ماردى پرسيد ، كه عقيدهء او چيست . او جواب داد ، كه با صاحبمنصب پارتى هم‌عقيده است و افزود : « از تجربه ميدانم ، كه اگر هم دشمنانى نداشته باشيد ، باز راه جلگه براى شما خيلى سخت است ، زيرا در پيچ‌وخم‌ها اثرى از راهى ، كه كوبيده شده باشد ، نيست ، و حال آنكه در كوهستان رنج شما فقط از اين حيث است ، كه يك روز بى آب ميمانيد » . بر اثر اين جواب ، آن‌تونيوس عقيدهء خود را تغيير داده همين كه شب در رسيد ، به راه افتاد و قبلا دستور داد ، كه سربازانش آب با خود بردارند ، ولى چون غالب آنها ظرفى براى آب نداشتند ، گفت كلاهخودها يا مشك‌ها را از آب پر كنند . پارتيها چون از حركت روميها آگاه شدند ، بر خلاف عادتشان ، شبانه بتعقيب آنها پرداختند و در طليعه صبح بپس قراول رومى رسيدند . سپاهيان آن‌تونيوس ، چون 240 استاد ( هشت فرسنگ ) راه رفته بودند ، از بى خوابى و خستگى رمقى نداشتند و بنابراين از پيدا شدن دشمن سخت افسردند ، زيرا هيچ انتظار نداشتند ، كه پارتيها در تعقيب آنها باشند . جدالهائيكه روميها مجبور بودند در هر قدم بكنند ، بر تشنگى آنها همواره ميافزود . بعد ، آنهائى ، كه در صفوف اوّل حركت ميكردند ، پيش از همه برودى رسيدند ، كه آب آن خنك و تازه ، ولى شور و مضرّ بود : همين كه از اين آب ميآشاميدند ، دردهائى شروع ميگشت و تشنگى تحريك ميشد . شخص ماردى اين خاصّيّت آب را بسربازان گفت ، ولى ممكن نبود ، سپاهيان را از خوردن آن مانع گردند . آن‌تونيوس از صفوف سپاهيان گذشته آنها را قسم ميداد ، كه قدرى تحمّل تشنگى كنند ، زيرا به زودى