حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2361
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
در تعقيب پارتيها همواره پيشرفت ، بىاينكه دريابد ، كه از عقب او را احاطه ميكنند . بالاخره هنگامى رسيد ، كه گالّوس ديد ، پارتيها از هر طرف به او حمله ميكنند و در اينحال از آنتونيوس كمك طلبيد ( همانجا ، بند 45 ) . فرماندهان لژيونها ، كه يكى از آنها كانديديوس « 1 » نامى بود و آنتونيوس به او اعتماد داشت ، در اين موقع خبطى بزرگ كردند : بجاى اينكه كمكى قوى براى گالّوس بفرستند ، دستههاى ضعيفى فرستادند و اينها يكى از پس ديگرى شكست خوردند . خبر اين شكستهاى جزئى در اردو پيچيد و بقدرى باعث وحشت روميها گرديد ، كه اگر آنتونيوس از جبهه قشون با پيادهنظام نرسيده و با لژيون سوّم راهى از ميان فراركنندگان باز نكرده از حمله و تعقيب پارتىها مانع نشده بود ، اين فرار به تمام قشون رومى سرايت ميكرد . در اينجدال سه هزار نفر رومى كشته شد و عدّهء مجروحين پنجهزار نفر بود . خود گالّوس ، كه چهار جراحت تير برداشته بود ، به زودى از اين زخمها درگذشت . آنتونيوس بعيادت ساير زخميها رفت ، گريهء زياد كرده به آنها تسلّى داد و همدردى خود را نمود . مجروحين ، باوجود رنجى شديد ، راضى بودند و آنتونيوس را قسم ميدادند ، كه مراجعت كرده براى آنان خود را زحمت ندهد . بعد او را امپراطور خود خوانده ميگفتند ، ما دامى كه او سالم است ، زندگانيشان را مأمون مىپندارند . كليّة بايد گفت ، كه در اينزمان امپراطورى ( سپهسالارى ) مانند آنتونيوس لشكرى مرتّب نكرده بود و افراد لشكر كسى باينعدّه نميرسيد ، يا افراد جوانش درخشندهتر و در مشكلات و محن بردبارتر از افراد قشون او نبود ، اينها از حيث احترام بسردارشان و اطاعت و محبّتى ، كه نسبت به او ميورزيدند ، از روميهاى قديم پستتر نبودند و از صاحبمنصب گرفته تا سرباز ، از نجباء تا مردمانى ، كه نسبشان تاريك بود ، احترام و عنايت آنتونيوس را بر امنيّت شخصى و حتّى بر زندگانيشان ترجيح ميدادند . جهات اينوضع را ما گفتهايم : نسب عالى آنتونيوس ، قوّت بيان او ، سادگى ، سخاوت ، جلال ، شيرينى مزاجهايش و دسترسى داشتن به او علل گرويدن مردم
--> ( 1 ) - Candidius .