حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2362

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

به او بود . خصوصا در اينموارد : همدردى ، كه او نسبت بمجروحين و مرضى از جهت دردها و محنشان نشان ميداد ، جوانمردى ، كه در مقابل حوائجشان مينمود ، آنها را مجبور ميداشت ، بيش از اشخاصى ، كه محنتى نديده بودند ، اطاعت ورزند ( همانجا ، بند 46 ) . « 1 » پارتيها ، كه از حمله‌هاى پىدرپى خسته بودند و ميخواستند حملاتشان را موقوف دارند ، پس از اين فتح بقدرى اميدوار شده با حقارت بروميها نگريستند ، كه شب اردوشان را نزديك اردوى رومى زدند و يقين داشتند ، كه صبح اردوگاه رومى از سپاهيان خالى خواهد بود و پارتيها بغارت كردن ثروتهاى آن خواهند پرداخت . بنابراين عدّه پارتيها در طليعه صبح بيش از روز قبل بود . اطمينان ميدهند ، كه عدّهء آنها در اينوقت بچهل هزار بالغ ميگشت و شاه ، حتّى قراولان خود را فرستاد ، تا در فتح حتمى شركت كنند . اما خود شاه هيچگاه در جنگى شركت نكرد . آن‌تونيوس ، كه ميخواست نطقى خطاب بلشكر كند ، جامهء سياه طلبيد ، تا منظره‌اش سپاهيان را بيشتر متأثر دارد ، ولى ، چون دوستانش مانع شدند ، در جوشن سردارى در پيش لشكرش نمودار گرديد . در خطابه ، خود او از سربازانى ، كه غالب آمده بودند ، تمجيد و آنهائى را ، كه فرار كرده بودند ، تقبيح كرد . سپاهيان خواستار گشتند ، كه نسبت به آنها اعتماد داشته باشد ، اينها چيزهائى در تبرئه خود گفته افزودند ، كه براى مجازات موافق ترتيب ده‌نفرى و هر جزاى ديگر حاضرند و در خاتمه خواستند ، كه آن‌تونيوس حزن و اندوه را از خود دور دارد . در اينوقت او دستهاى خود را به آسمان بلند كرده از خدايان خواست ، كه اگر بجبران سعادت سابقش ، بايد تحمّل بدبختىهائى كند ، اين بدبختى و نكبت به سهم او افتد و فتح و ظفر به سهم لشكر او « 2 » ( همانجا ، بند 47 ) . روز ديگر روميها ، پس از اينكه پهلوهاى لشكر را محكم كردند ، به راه افتادند

--> ( 1 ) - از اين عبارات پلوتارك معلوم است ، كه قشون رومى خيلى نيرومند بوده . باوجود اين پارتيها آن را عاجز كرده بودند . ( 2 ) - براى فهم استغاثه آن‌تونيوس بصفحهء 1217 اين تأليف رجوع شود .