حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2347
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كه بتپّه يورش برده آن را بگيرند ، ولى پس از اينكه اين كار شروع شد ، بقوّه حاضر جنگ روميها برخوردند و آنها در شيب تپه بنوبت خود حملهء سختى بپارتيها كردند و چون روميها از بالا به زير حمله ميكردند ، پارتيها در شيب تپه موقعى بد داشتند . بعد ، جدال در جلگه امتداد يافت و سوارهنظام سنگيناسلحه پارتى مقاومت سختى كرد ، ولى فلاخنداران رومى تلفات زياد بپارتيها وارد كردند . باوجود اين قشون پارتى ايستاده بود ، ولى در اينوقت پاكر در ميان گيرودار جنگ كشته شد و چنان كه عادت لشكر ايران بود ، بعد از كشته شدن او ، جنگىهاى نزديك متزلزل گشته رو بفرار گذاشتند و بعد اين فرار بساير قسمتها سرايت كرده عمومى شد و در نتيجه پارتىها اين جدال را باختند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 49 ، بند 20 ) . در اينحال پارتىها به دو قسمت شدند : قسمتى به طرف پلى ، كه با كرجىها بر فرات زده بودند ، رفت ، تا به اين طرف بگذرد ، ولى اين قسمت را روميها نابود كردند . قسمت ديگر به طرف كمّاژن رفته به آنتيوخوس پادشاه اين صفحه پناه برد و او حاضر نشد آنها را بروميها تسليم كند . پلوتارك گويد ( كتاب آنتونيوس ، بند 35 ) ونتىديوس ، چون ميديد ، كه آنتونيوس بپيشرفتهاى سردارانش رشك ميبرد و ميخواهد بهرهمندى روميها باسم او تمام شود به آنتيوخوس گفت ، با خود آنتونيوس داخل مذاكره گردد . در ابتداء آنتونيوس راضى نشد به اين شرايط معاهده بسته شود ، ولى بعد ، كه محاصرهء ساموسات « 1 » پايتخت كمّاژن به طول انجاميد و سكنهء آن براى مقاومت و دفاع سخت حاضر شدند ، آنتونيوس از اينكه شرايط اوّلى را نپذيرفته ، نادم و خجل گرديد و با كمال شعف بگرفتن سيصد تالان قناعت ورزيد . بعد مورّخ مذكور گويد ، كه ونتىديوس تا زمان ما يگانه سردار رومى بود ، كه نسبت به پارتيها فاتح گرديد ( همان كتاب ، بند 35 ) . اين عبارت مىرساند ، كه سرداران ديگر روم چه قبل و چه بعد از اين جنگ تا قرن دوّم ميلادى شكست
--> ( 1 ) - Samosate .