حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2341
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اشكانى بود زيرا ارد به خوبى حس ميكرد ، كه رومىها ، ما دامى كه گرفتار امور داخلى نباشند ، حدّى براى جهانگيريشان قرار نخواهند داد و ايران پارتى هم يگانه دولت عالم آن زمان است ، كه در مقابل روم ايستاده . ديگر اينكه هواخواهان جمهورى « يا آزادكنندگان « 1 » » كسانى بودند ، كه قتل قيصر را باعث شدند و قيصر ، اگر كشته نميشد ، براى دولت پارت زحماتى بزرگ تدارك ميكرد ، پس ارد ، علاوه بر نظر سياسى ، مرهون آزادكنندگان نيز بود . بارى جنگ واقع شد و « آزادكنندگان » معدوم گشتند . البتّه اين فتح سلطنتطلبان براى ارد ، از نظر سياسى و منافع مشتركى ، كه با طرف مغلوب داشت ، بد بود ، ولى وضع روم بواسطه اين فتح از هرجومرج بيرون نيامد و اگرچه جنگ جمهورىطلبان با هواخواهان سلطنت خاتمه يافت ، ولى در روم بر خلاف انتظارى ، كه ميرفت يگانگى حاصل نشد ، بل ضدّيتهاى درونى شديدتر گشت . توضيح آنكه سه نفر از رجال روم باهم متّفق گرديده حكومت سهمرده را تشكيل كردند ( بالاتر اين سه نفر را ناميدهايم ) . دو نفر از اينها ، يعنى اكتاويوس و آنتونيوس باطنا باهم خوب نبودند ، چه هريك ديگرى را رقيب خود ميدانست و نميخواست غير از خودش ديگرى قوى شود . بنابراين به زودى منازعه اينها هم با يكديگر سخت شروع گرديد و هريك ديگرى را بدترين دشمن خود دانست . از اين دو نفر اكتاويوس در ايطاليا بود و سعى ميكرد ، حكومت خود را محكم و شورشى را ، كه برضدّ او شده بود ، بر طرف كند . ديگرى در مصر در عيش و نوش فرورفته اوقات خود را بعيّاشى و شهوترانى بىپايان ميگذرانيد . در اينوقت دولت پارت ميتوانست از وضع روم استفادههاى زياد كند ، بخصوص ، كه در مشرق حكومت سهمرده طرفدار نداشت و جهت آن از اينجا بود ، كه هريك از سه زمامدار مزبور ميبايست طرفداران و بستگان و كسان خود را راضى كند ، رضايت آنان ميبايست با ثروت تحصيل شود و ثروت از ايالات بدست آيد و در
--> ( 1 ) - Liberatores ( liberateurs ) .