حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2342
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
ميان ايالات هم ايالات آسيائى چنان كه ميدانيم ، مخصوصا خيلى ثروتمند بودند و به از ساير ايالات ميتوانستند بر آتش حرصوطمع روميها آبى پاشيده تا اندازهاى آن را فرونشانند . بنابراين ممالك آسياى صغير و سوريّه از ترس آز و حرص رومىها باطنا طرفدار پارتيها بودند . حملهء دولت پارت بروم چنان بود وضع دولت روم ، كه ذكر شد و دولت پارت ميخواست در اين موقع ناظر وقايع نگشته آتيه خود را تأمين كند . اكنون بايد ديد ، كه چه كرد و چه نتيجه گرفت . در اينوقت سورنا وجود نداشت ، ولى از حسن اتفاق دولت پارت سردارى يافت ، كه ميتوانست بر اوضاع حاكم باشد . اين شخص يكنفر صاحبمنصب رومى ، لابىنيوس « 1 » نام بود ، كه در خدمت دولت پارت ميزيست و از ترتيب سپاه آرائى و طرز جنگ روميها اطلاعاتى بكمال داشت . او پسر تيتوس ، مأمور سزار در گالّيا ، بود ، بعدها بروتوس و كاسّيوس او را نزد ارد بسفارت فرستادند و در دربار ايران متوقف بود ، كه خبر شكست دو نفر مزبور در فىليپپى رسيد و چون از تعقيب فاتحين ترسيد ، خواست در دربار ايران بماند و بعد داخل خدمت دولت پارت گرديد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 48 ، بند 24 ) . بنابر آنچه گفته شد ، در سال 40 ق . م ، وقتى كه اكتاويوس قلعه پروسيا « 2 » را ، كه از مشرق دور بود ، محاصره كرده و آنتونيوس در مصر در تعيّشات خود غوطهور بود ، لشكر پارت در تحت سردارى لابىنيوس و پاكر پسر ارد به طرف سوريّه به حركت آمد . اين لشكر قويتر از قشونهائى بود ، كه سابقا پارتيها به سوريّه فرستاده بودند . پارتيها بر صفحاتى ، كه بين فرات و انطاكيّه واقع بود ، استيلا يافتند ، ولى نسبت بشهرها ، چنان كه هميشه پيش ميآمد ، دوچار بعضى اشكالات شدند ( زيرا در فن محاصره قوى نبودند ) : اوّلا از آپامآ « 3 » ، كه مانند شبهجزيرهاى تقريبا از هر طرف برود ارنتس محاط بود ، در ابتداء عقب نشستند ، ولى پس از آن بوالى سوريّه دسىديوس ساكسا « 4 » شكستى در دشت بازداده آپامآ
--> ( 1 ) - Labienus . ( 2 ) - Perusia . ( 3 ) - Apamea . ( 4 ) - Decidius Saxa .