حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2335
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
طرف ارمنستان سرحدّاتش باز بود و ممكن بود مورد حمله گردد . از اين جهت است ، كه مىبينيم سىسرون نطّاق معروف روم ، كه در آن زمان حاكم كيليكيّه بود ، شكوه مىكند از اينكه روم دوستى در آسيا ندارد . اگر در اين مورد ارد با آرتاواسد پادشاه ارمنستان متّفقا اقدام ميكردند ، ميتوانستند كاپادوكيّه و كيليكيّه را تصاحب كنند و در اين صورت هيجان آسياى صغير شدّت يافته كار رومىها نيك بد ميشد ، ولى چون ارد مدير خوبى نبود ، اين موقع از دست رفت و سىسرون ، چون ديد ، هيجان اهالى آسياى صغير باعلى درجه است ، به طرف كاپادوكيّه حركت كرد و ديوتاروس را با گالاثىها بكمك خود طلبيده در همانوقت از سناى روم با تضرّع خواستار شد ، كه قشونى به آسيا بفرستد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 41 ، بند 29 ) . در اينوقت پارتيها در سوريّه همواره پيش ميرفتند و كاسّيوس در انطاكيّه نشسته جرئت نميكرد بيرون آيد ، بنابراين قشون پارتى از سوريّه گذشته به كيليكيّه رسيد ، ولى پارتيها مرتكب خبطى شدند ، كه رومىها را نجات داد ، توضيح آنكه پارتىها بقدرى ، كه در دشت باز قوى بودند و روميها را عاجز ميكردند ، در فنّ محاصره ضعيف بودند ، زيرا آلات قلعهگيرى نداشتند و اگر هم ميداشتند ، در استعمال آن ماهر نبودند . بنابراين ميبايست نقشه جنگ را چنين ريخته باشند ، كه اهالى آسياى صغير را بر ضدّ روميها برانگيخته با قشون آنها شهرها را محاصره و تسخير كنند و خودشان در دشت باز با روميها مواجه گردند . بجاى اين كار ، پارتيها بمحاصرهء شهرها پرداختند و خودشان را در وادى تنگ ارنتس محدود ساختند . در اينوقت كاسّيوس از بدى موقع پارتيها استفاده كرده اوّل آنها از انطاكيّه عقب نشاند و بعد لشكر پارتى را بكمين گاهى كشيده تلفات زياد به آن وارد آورد . در اين جنگ اساك سردار پارتى ، كه معاون پاكر بود ، كشته شد و اين ضايع براى پارت اهميّت داشت ، زيرا بعد از سورنا او سردارى مجرّب و ماهر بود ( ديوكاسّيوس ، كتاب 41 ، بند 29 ) . در نتيجه پارتيها از اطراف انطاكيّه عقب نشسته به سيرّستىكا « 1 » ، يعنى به آن قسمت
--> ( 1 ) - Cyrrhestica .