حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2336
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
سوريّه ، كه بلافاصله بعد از كوه آمانّ واقع است ، براى گذرانيدن زمستان رفتند ، كه در موسم بهار جنگ را دنبال كنند ، ولى بىبولوس « 1 » والى جديد روم ، چون ميدانست ، كه نميتواند با پارتيها در دشت نبرد روبرو شود ، پرداخت باينكه در ميان آنان نفاق اندازد و حواس پاكر را به طرف ديگر متوجه دارد . بنابراين روابطى با ارنداپانت « 2 » نام ، يكى از نجباى پارتى ، ايجاد كرده به پاكر رسانيد ، كه در صلاح او نيست ، با روميها بجنگد ، زيرا كارى خيلى بهتر از اين ميتواند انجام دهد . لياقت او بتخت و تاج پارت خيلى بيش از لياقت پدرش است و بااينحال چرا قشون خود را در اين راه ، كه پدر را از تخت به زير كشد ، به كار نمياندازد ( ديوكاسّيوس ، كتاب 41 ، بند 30 ) . اين دسيسه ، اوّل نتيجهاى ، كه داشت اين بود ، كه جنگ بدرازا كشيد و برومىها فرصت داد ، خودشان را جمعآورى كنند و بعد باعث شد ، كه خبر اين روابط پاكر با والى رومى در سوريّه به ارد رسيد و او پسرش را با لشكرش احضار كرد . در اين موقع پاكر چارهاى جز تمكين نداشت ( ژوستن ، كتاب 42 ، بند 4 ) . بنابراين قشون پارتى به اين طرف فرات برگشت و حمله پارتيها به سوريّه از جهت دسايس رومى بىنتيجه ماند ، ولى نيز بايد گفت ، كه اگرچه جنگ اوّل روميها با پارتىها چهار سال به طول انجاميد ، باوجود اين آنها نتوانستند شكستى را ، كه در حرّان خورده بودند ، تلافى كنند ( 50 ق . م ) . پاكر ، از جهت فروتنى و اطاعت ، كه نسبت بپدرش نشان داد ، غضب ارد را فرونشاند و حتّى پس از آن ، چنان كه بيايد ، سپهسالارى قشون پارت در جنگ دوّم پارتيها با روميها به او محوّل گرديد . از سكّههاى ارد چنين استنباط مىشود ، كه در اواخر سلطنتش او با پاكر معا امور دولتى را اداره ميكردند . 9 سال بعد از احضار پاكر از سوريّه پارت باز با رومىها داخل جنگ شد . در اين 9 سال دولت پارت چه ميكرد معلوم نيست ، ولى از آنجا ، كه خبرى نيست ، بايد استنباط كرد ، كه واقعه مهمّى روى نداده و اين نظر با حال ارد موافقت
--> ( 1 ) - Bibolus . ( 2 ) - Ornodapantes .