حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2326

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

و آگاوه جواب ميدهد : « دست من شرف اين كار را داشت » . در اين حين پوماكسارث از سر ميز برخاسته و سر كراسّوس را برداشته گفت : اين قطعه‌اى را ، كه ژازن خواند ، بيشتر به من راجع است ( چنان كه بالاتر گفته شد ، پوماكسارث موافق روايتى قاتل كراسّوس بوده ) . چنين است نوشتهء پلوتارك در بند 43 كتاب كراسّوس و چون او يونانى بود و كتابش را بيونانى نوشته ، لازم نديده ، توضيحاتى بدهد ، ولى ما بايد جاهاى تاريك نوشته‌هاى او را براى خوانندگان اين كتاب روشن سازيم و بنابراين گوئيم : اورىپيد ، يكى از شعراى نامى يونان است ، كه از 480 تا 405 ق . م ميزيست و نمايشاتى حزن‌انگيز ساخته . او با سقراط حكيم معاصر و دوست بود ، مانند حكيم مزبور اعتقاد بارباب انواع يونانى نداشت و گفته‌هاى يونانىها را جزء خرافات و افسانه‌ها ميدانست . چنان كه معلوم است سقراط را آتنىها از جهت عقيده‌اش بخداى يگانه باعدام محكوم كرده زهرش دادند . امّا اورىپيد ، كه رشادت و ثبات سقراط را نداشت ، ترسيد ، كه مبادا طالع حكيم مزبور دامن‌گير او هم بشود و خواست كارى كند ، كه در نزد مردم پاك گردد و همه بدانند ، كه او بخداى يگانه معتقد نيست . بنابراين براى هريك از ارباب انواع تصنيفى نوشت . از جمله باكّوس « 1 » ربّ النّوع شراب بود ، كه يونانيها او را پسر زوس ( ژوپىتر ) خداى بزرگ ميدانستند . اين ربّ النّوع يونانى مانند ساير ارباب انواع معابدى داشت و زنانى ، كه كاهنات معبد او بودند ، باكّانت نام داشتند . براى باكّوس همه ساله جشنى ميگرفتند و در اين جشنها مرد و زن باهم مخلوط گشته با عربده‌هاى مستى و غوغا بهم ميافتادند و مرتكب فسق و فجور گوناگون ميشدند . گاهى هم در موقع اين جشنها و شب‌نشينىها قتلى اتفاق ميافتاد . اين مجالس جشن را باكانال « 2 » ميناميدند . بارى اورىپيد براى باكّوس تصنيفى كرد موسوم به باكّانت ، كه مفادش اين است : پانته پادشاه شهر تب در زمان حكمرانى خود عبادت

--> ( 1 ) - Bacchus . ( 2 ) - Bacchanales .