حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2311
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
تيرها ببدنشان بعمق نشسته بود ، بر ماسه و ريگ روان ميغلطيدند ، از زجرهاى وحشتآور ميمردند و اگر ميخواستند تيرهاى نوك برگشته را از بدنشان بيرون آرند ، زخمها بازتر ميگشت و درد و المشان بمراتب بيشتر ( كراسّوس ، بند 31 ) . از اين حمله مرگبار پارتيها عدّهء زيادى از روميها تلف گرديد و اشخاصى ، كه زنده مانده بودند ، نميتوانستند از خود دفاع كنند . وقتى كه كراسّوس جوان به آنها ميگفت ، بسوارهنظامى ، كه غرق آهن است حمله كنيد ، روميها دستهايشان را ، كه بسپر دوخته بود و پاهايشان را ، كه تير سراسر آن را گذشته به زمين ميخكوب كرده بود ، نشان ميدادند . خلاصه آنكه روميها بيك اندازه عاجز بودند ، كه جنگ يا فرار كنند . در اينوقت كراسّوس بسوارهنظام نهيب داده خود را بميان دشمن افكند و سخت حمله كرد ، ولى اين جدال ، چه در حال حمله و چه هنگام فرار ، جدال دو طرف مساوى نبود . روميها با زوبينهاى كوتاه و سست ضربتهائى بجوشنهائى از آهن يا پوست ميزدند ولى پارتيها ، كه با نيزههاى قوى مسلّح بودند ، ضربتهاى وحشتانگيز بجسم گالّىهائى ، كه تقريبا برهنه يا سبك اسلحه بودند ، وارد ميآوردند . بيش از همه اعتماد كراسّوس جوان به اين سوارها بود و با آنها رشادتهاى حيرتآورد كرد . آنها نيزهها را با دست ميگرفتند و بعد پارتيها را از اسب به زير ميكشيدند و چون آنها به زمين ميافتادند ، بواسطه سنگينى اسلحهشان نميتوانستند برخيزند . عدّه زيادى از گالّىها از اسب پياده شده زير اسب دشمن ميرفتند و با شمشير شكم آنها را ميدريدند . در اينحال اسب بلند شده سوارش را به زمين زده و او را با دشمن لگدمال كرده در همانجا سقط ميشد . باوجود اين چيزى مانند گرما و تشنگى گالّىها را عاجز نميكرد ، زيرا آنها به اين چيزها عادت نكرده بودند . چندين سوار خودشانرا بميان پارتيها ميانداختند و تنشان از نيزهها سوراخسوراخ ميگرديد و ميافتادند . بالاخره سوارهاى گالّى مجبور گشتند عقب نشسته بپياده نظامشان پناه برند و كراسّوس جوان را ، كه از شدّت درد زخمها بر خود مىپيچيد ، با خودشان بردند .