حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2279

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

تيگران حمايت خواهد كرد و تيگران هم ميخواست ايالاتى جديد از دولت پارت بدست آرد . از طرف ديگر پارت نميخواست بروميها هم كمك كند ، زيرا ، چنان كه پلوتارك گويد و نيز ژوستن ( كتاب 38 ، بند 4 - 7 ) تمام پادشاهان آسيا از آمدن روميها به اين قارّه نگران بودند و ميترسيدند ، كه دوام دولت مزبور در اين قارّه بيش از دوام مقدونيّه باشد ، و حال آنكه تازه دست دولت مقدونيّه و سلوكى را كوتاه كرده بودند . بنابراين ، حسّيّات اين پادشاهان بر ضدّ روميها بود ، بخصوص از وقتى كه آنها از كمى سن مهرداد ششم استفاده كرده فريگيّه را از پنت ربودند و ديگر سنتروك ، كه ميديد ، مهرداد پادشاه پنت با نيروئى ، كه دارد و با تداركات خود در جنگ اوّلش با روميها ( 88 - 84 ق . م ) از عهدهء آنها برنيامد ، ميترسيد ، كمكى بروميها كند ، زيرا ترديد نداشت ، كه در صورت بهره‌مندى قطعى ، روميها به طرف مشرق پيش رفته با خود دولت پارت طرف خواهند شد . سنتروك در سنه 74 ق . م به اين عقيده بود ، كه بيطرف بماند و وقتى كه مهرداد پنت در 72 ق . م كمك او را درخواست كرد ، جواب ردّ شنيد و بروميها هم وعده‌اى نداد ، ولى بمرور صفحات جنگ بحدود ايران نزديك‌تر گشت و حفظ بيطرفى مشكل گرديد . در اينوقت سنتروك وعده‌هائى به طرفين ميداد ، ولى خيال نداشت راجع بهيچكدام وعده‌هاى خود را انجام دهد ، يعنى مماطله و امرار وقت ميكرد ( آپ‌پيان - مهرداد صفحهء 230 ) . اگرچه مم‌نن گويد ( قطعه 58 ، بند 2 ) ، كه فرهاد وعده‌هائى به طرفين ميداد ، ولى از منابع ديگر معلوم است ، كه در باب شاه پارت او اشتباه كرده و آن شاه پارت ، كه وعده‌هائى بمهرداد پنت و لوكولّوس ميداد ، سنتروك بوده نه فرهاد . از نوشته‌هاى پلوتارك استنباط مىشود ، كه اين رفتار سنتروك بقدرى بالاخره باعث تكدّر لوكولّوس سردار رومى شده ، كه او ميخواسته جنگ را با مهرداد ششم پنت و تيگران پادشاه ارمنستان موقوف داشته ، بپارت حمله كند ( لوكولّوس ، بند 30 ) و نيز معلوم است ، كه سردار رومى با اينمقصود به نصيبين حمله و آن را محاصره كرد ، ولى ايرانيها پا فشردند و محاصره به طول انجاميد و چون مهرداد پنت