حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2278
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
آورد . آذربايجان هم ، كه از زمان اسكندر در خانواده آثروپاتها بود و ، چنان كه بالاتر گذشت ، در اوايل قرن سوّم ق . م استقلال يافت ، در اين اوان جزء دولت تيگران گرديد . بعد ، چنان كه در تاريخ سلوكيّه گفته شد ، او از منازعات درونى سلوكيها استفاده كرده كيليكيّه و سوريّه و فينيقيّه را تصرّف كرد و حتّى بر تخت سلوكى نشست ( 84 - 69 ق . م ) . اين معنى از نوشتههاى آپپيان ( كتاب سوريّه صفحه 133 ) و پلوتارك ( كتاب لوكولّوس ، بند 14 ) و ژوستن ( كتاب 40 ، بند 1 ) روشن است . در حدود هشتاد قبل از ميلاد تيگران خواست شهرى بنا كند و قلعهاى بنا كرد ، كه موسوم به تيگرانثرت « 1 » ، يعنى قلعه تيگران گرديد . اين قلعه از حيث استحكام ، قلاع محكم آسوريها را بخاطرها ميآورد . آپپيان گويد ، كه بلندى ديوارهاى آن 75 پا ارتفاع داشت و موافق نوشتههاى كزنفون قلاع آسورى از 100 تا 150 پا ارتفاع داشته ( كتاب عقبنشينى ، فصل 3 ) . اين شهر با چنين قلعهاى متين در كردون بنا شده بود و دولت پارت را تهديد ميكرد . از اينجا ميتوان استنباط كرد ، كه تيگران بتسخير ممالكى ، كه بالاتر ذكر شد ، قانع نبوده و ميخواسته بساير قطعات ايران دست اندازد . اين تهديد نيز از اين معنى استنباط مىشود ، كه تيگران خود را شاهنشاه بمعنى اعمّ ( يعنى شاه شاهان ايران ) ميخواند و حال آنكه عنوان شاهنشاهى بعد از هخامنشىها بشاهان پارت اختصاص داشت ( پلوتارك ، كتاب لوكولّوس ، بند 21 ) با در نظر گرفتن تمامى اين احوال ، جاى حيرت نيست ، كه چرا در جنگهاى مهرداد ششم پنت با روميها سنتروك بىطرف است و كمكى به مهرداد يا تيگران متّحد وى نميكند ، و حال آنكه بقول آپپيان ( مهرداد ، صفحه 180 ) يكى از شاهان پارت قبل از سنتروك متّحد مهرداد ششم پنت بود . كمك كردن به مهرداد و تيگران مساوى بود باينكه روميها بهرهمند نشوند و اين احوال را دولت پارت در صلاح خود نميديد ، چه جاى ترديد نبود ، كه مهرداد پنت در صورت بهرهمندى از
--> ( 1 ) - Tigranocerte ( ثرت به زبان ارمنى همان گرد پارسى است ) .