حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2264

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

درياى مغرب درياى گرگان است و از صفحات ، مازندران و گيلان . از اينجا معلوم مىشود ، كه دولت پارت به اين صفحات هم دست انداخته بوده و بايد اين كار در زمان مهرداد اوّل شده باشد . چينى مزبور از دولت يونانى و باخترى نيز حرف مىزند و آن را تاهىيا « 1 » مينامد . او ميگويد كه در شمال بعد از تاهىيا يوئه‌چيها هستند و تا آن‌سى ( يعنى پارت ) مردمانى زندگانى ميكنند ، كه چشمانشان گرد است ، ريشهاى پرپشت دارند و سبيل‌هايشان نيز همان‌طور است . لهجه‌شان مختلف است ، ولى همه يكديگر را ميفهمند ، تجّار زيرك دارند ، ابريشم و رنگ برقيرا درست ميكنند ، ولى از آن‌سىها عقب هستند . بعد در زمان ديگر از منابع چينى اينطور مستفاد مىشود ، كه وقتى كه دولت يونانى و باخترى بكابل و وادى سند منتقل شده بود ، فغفوز چين مأمورينى به آن دولت فرستاد ، ولى مأمورين مزبور بعد از چندى بچين برگشتند و بر اثر راپورتهاى آنها ، دولت چين بواسطه دورى آن از دولت هند و يونانى روابط را با آن قطع كرد ( گوت‌شميد ، تاريخ ايران الخ ، صفحهء 65 - 102 ) . از شرح مذكور روشن است ، كه در اين زمان ايرانيها با سكاها در گيرودار بوده‌اند و چنين به نظر ميرسد ، كه جنگ ايران و توران ، كه در داستانهاى ما به زمان كيانيان نسبت داده شده ، همين جنگها بوده ، يوئه‌چيها طخاريها را به حركت آورده‌اند و طخاريها بسر باختريها ريخته‌اند ، بعد جنگهاى ايران و توران شروع شده است . باختر اين زمان هم ، چنان كه گفته شد ، در شمال شامل باختر و مرو و سغد و آنطرف سغد بوده . در قرون بعد در داستانهاى ما محلها محفوظ مانده ، ولى چون دوره اشكانى را در دوره ساسانى دوست نداشته‌اند ، وقايع اين زمان را بدوره كيانى نسبت داده كارهاى مهرداد دوّم را به كيخسرو داستانى بسته‌اند ، يا اينكه از روى سهو و اشتباه ، زمان را تغيير داده‌اند . بهرحال تاريخ نشان نميدهد ، كه در زمان هخامنشىها تورانيها خواسته باشند بايران بيايند ، بلكه به عكس در دورهء مزبور ايرانيها ميخواستند بآنطرف حمله كنند ، چنان كه كردند و دو قوم

--> ( 1 ) - Tahia .