حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2265
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
سكائى هم تابع شدند « 1 » . يك چيز هم نظرى را ، كه اظهار كرديم ، تأييد مىكند : مردان داستانها را پهلوان مينامند و حالا براى ما روشن است ، كه پهلوان يعنى منسوب بپارت . الف و نون علامت نسبت است نه علامت صيغه جمع و نظاير آن در پارسى زياد است « 2 » . در اسامى پهلوانان هم اگر دقيق شويم ، مىبينيم ، كه بعضى از پهلوانان شاهان اشكانيند ، مثلا گودرز پسر گيوشاه اشكانى است ( پائينتر بيايد ) ، قارن رئيس يكى از خانوادههاى اشكانى است ( پائينتر بيايد ) ، فرهاد اسم پنج شاه اشكانى است ، ميلاد مصحّف مهرداد است « 3 » . در دوره اشكانى به تمام اين اسامى برميخوريم و در اين كتاب هم اين اسامى ذكر شده و خواهد شد . هرچه پيشتر رويم اين نظر ثابتتر خواهد شد ، كه دوره پارتى همان دوره پهلوانى است و مردان آن دوره شاهان اشكانى يا پارتيها هستند ، مخصوصا وقتى كه بمدارك ارمنى دورهء پارتى رسيديم ، اين نظر روشنتر خواهد بود . در اينجا بعلاوه تذكّرى ، كه داديم ، لازم ميدانيم يك تذكر ديگر نيز بدهيم و آن مربوط بلفظ تورانى است . اكنون وقتى كه ميگوئيم تورانى بايد يك كلمه هم به آن بيفزائيم آلتائى يا غير آلتائى ، زيرا تورانيهاى آلتائى ازنژاد زردپوستاند و غير آلتائى همان آريانها ميباشند ( نظرى بصفحهء 154 اين تأليف ) . چون ايرانيها بيشتر با طخاريها سروكار داشتهاند و اينها از آريانهاى سكائى بودهاند ، پس ميتوان گفت ، كه ايرانيها با تورانيهاى غير آلتائى در زدوخورد بودهاند و آنها بباختر ريختهاند . اما اينكه طخاريها از زردپوستها نبودهاند اين نكته ثابت شده است . اولا از زبان آنها اين نكته مسلّم است و ديگر چند سال قبل در تورفان ، كه از مستملكات غربى چين است ، كتابهائى بدست آمد و سه زبان در اين كتابها يافتند ، يكى از آنها طخارى است و اين زبان هم بزبانهاى ايران شمالى نزديك است . ما در اين باب در جاى خود صحبت خواهيم داشت . عجالة براى اينكه از
--> ( 1 ) - سك هومهورك - سك تيگر خود . ( 2 ) - مثل مازندران - گيلان - بامدادان - صبحگاهان - توران و غيره و غيره . ( 3 ) - مهرداد در ابتداء ميرداد ، بعد ميراد و بعدتر ميلاد شده .