حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2241

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

دمتريوس هنوز بر تخت ننشسته ، باوجود اين شاه پارت جدّ دارد ، كه ملايمت خود را بدشمن بنمايد : او دربارهء سلكوس پسر آن‌تيوخوس ، كه در اسارت است ، محبّت‌ها كرده احترامات پادشاهى براى او منظور ميدارد و نسبت بنعش آن‌تيوخوس مقتول احتراماتى بزرگ مرعى داشته ، در صندوق نقره جسد او را به سوريّه براى دفن ميفرستد ، تا مراسم دفن را موافق عادات سلوكى بجا آرند ( ژوستن ، كتاب 39 ، بند 1 ) . جهات اين رفتار را بعضى از جوانمردى فرهاد ميدانند و برخى آن را چنين تعبير ميكنند : فرهاد فكر تسخير سوريّه را در مغز خود مىپرورده و ميخواسته با خانواده سلوكى وصلت كرده ، براى دخالت در امور داخلى سوريّه در موقع مناسب بهانه‌اى داشته باشد . ممكن است ، كه هر دو جهت ، يعنى حسّ جوانمردى و هم نظر سياسى ، در رفتار فرهاد مؤثر بوده ، اما دمتريوس بر تخت سلطنت سلوكى دير نپائيد : او با شتاب خود را بسوريّه رسانيد و سواران پارتى به او نرسيدند ، بعد در سوريّه بر تخت سلطنت نشست ، ولى به زودى طورى رفتار كرد ، كه كشته شد . ژوستن گويد : مادر زنش ، كه خواهر بطلميوس پادشاه مصر بود ( بطلميوس هشتم - اورگت - 145 - 116 ق . م ) ، او را اغواء كرد ، قشون بمصر كشيده تخت مصر را تصاحب كند و بطلميوس شخصى را از مصريها فرستاد ، تا تخت سوريّه را از دمتريوس بگيرد . اين شخص ، كه پروتارك « 1 » نام داشت ، در سوريّه انتشار داد ، كه پسرخوانده آن‌تيوخوس است و از خانوادهء سلطنت . چون رفتار دمتريوس بواسطه اقامت طولانى در نزد پارتيها نخوت‌آميز بود و صوريها حاضر بودند ، هركس را بتخت سلطنت بپذيرند ، تا از دست او خلاصى يابند ، با مدّعى همدست شدند و شورشى در انطاكيّه و ساير شهرها روى داد . در اين احوال دمتريوس به صور رفته در آنجا كشته شد و بعد از او پسرش سلكوس بر تخت نشست . بعد ، چون بىاجازهء مادرش اين كار كرده بود ، به حكم او كشته شد و ملكه پس از اين كار پسر ديگر دمتريوس را ، كه از جهت درازى

--> ( 1 ) - Protarque .