حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2242

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

دماغش گريپوس « 1 » ميخواندند ، بر تخت نشاند ، تا خودش باسم او سوريّه را اداره كند ( كتاب 39 ، بند 1 ) . نتيجه جنگ چنين بود موافق روايات نويسندگان عهد قديم ، كه ذكرشان گذشت ، نتيجه اين جنگ بزرگ . با اين جنگ ايران بانى پارتيها مسلّم گرديد و ضربتى بدولت سلوكى وارد آمد ، كه ديگر دولت مذكور نتوانست از آن كمر راست كند . اين جنگ آخرين امتحان سلوكيها در ضعيف كردن پارت و برگردانيدن ممالك از دست رفته ايران بدولتشان بود . از اين ببعد سلوكيها مأيوس گشتند ، از اينكه وقتى بتوانند بايران از نو دست اندازند . اينكه سهل است از اين ببعد دولت نيرومند پارت خطرى است بزرگ ، كه وجود دولت سلوكى را در ترديد ميگذارد . يكى از نتايج اين جنگ قيام يهوديها است بر دولت سلوكى ، كه باستقلال آنها خاتمه مييابد . دولت سلوكى اين زمان ، از آن همه ممالك ، كه از درياى مغرب تا پنجاب داشت ، فقط داراى سوريّه بالاخصّ و كيليكيّه است . در داخله منازعات مدّعيان سلطنت با يكديگر و از خارج مصريها و اعراب و روميها حيات اين دولت را تهديد ميكنند . از وقتى كه دمتريوس دوّم بسلطنت برميگردد تا زمانى ، كه دولت سلوكى ايالتى از روم مىشود ، يعنى در مدّت تقريبا شصت سال ، اين دولت بكلّى فاقد ابهّت است و همسايگان او ترسى از وى ندارند . اين مدّت را هم نميتوان جزء ايّام سلامت دولت سلوكى به حساب آورد : دولت در حال نزع و احتضار است و اگر دولت روم كارهائى در جاى ديگر نداشت ، زودتر بهرج‌ومرج داخلى آن خاتمه ميداد . قصد حمله بسوريّه از نوشته‌هاى ژوستن و ديودور چنين مستفاد ميگردد ، كه فرهاد پس از فتحى ، كه نسبت به آن‌تيوخوس كرد ، در قصد حمله بدولت سلوكى بود . مورّخ اوّلى گويد : « فرهاد براى تنبيه سوريّه از اقداماتى ، كه آن‌تيوخوس بر ضدّ پارتيها كرد ، قصد داشت به آن مملكت حمله

--> ( 1 ) - Grypus .