حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2230
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
با ملل تابعه بملايمت رفتار نميكردند ، باوجود اين اهالى در مدّت چندين سال بحكومت آنها خو كرده بودند و دمتريوس گمان ميكرد ، كه در اين جنگ جانب او را خواهند داشت ( ژوستن ، كتاب 36 ، بند 1 ) . بعد ، او ترديدى نداشت ، كه شهرهاى يونانى ، كه علمدار يونانيّت در ايران بودند ، سلوكيها را بىشكّ بر پارتىهاى شجاع و جسور ، ولى پائينتر از يونانيها از حيث تمدّن ، ترجيح خواهند داد و كمكهاى معنوى به او خواهند كرد . بالاخره دمتريوس اميدوارى زياد بدولت يونانى و باخترى داشت ، زيرا اين دولت يونانى از پارتيهاى نيرومند در وحشت بود و با تألم مينگريست ، كه چگونه باختر را از دست داده . اين هم مسلّم است ، كه يونانيهاى باختر كينهاى سخت نسبت بپارتيها ميورزيدند . بنابراين حسابها دمتريوس دوّم نيكاتور ( 146 - 125 ق . م ) با لشكرى جرّار ، كه بقول ژوستن پارسيها و عيلاميها و باختريها هم جزء آن بودند ، به قصد مهرداد حركت كرد و پارتيها را در چند جنگ شكست داد ( كتاب 36 ، بند 1 - كتاب 38 ، بند 9 ) . در اين احوال مهرداد ، چون ديد ، كه قواى متّحدين از نيروى او بيشتر است بحيله متوسّل گرديد : ژوستن گويد ( كتاب 36 ، بند 1 ) مهرداد مذاكرات صلح را بهانه كرده دمتريوس را از قراولانش دور ساخت ، بعد بر او تاخته اسيرش كرد و پس از آن شهر به شهر او را گردانيد ، تا مردمانيكه با او همراهى كرده بودند اين منظره را ديده مأيوس گردند . آپپيان اين روايت را تأييد كرده ( تاريخ سوريّه ، صفحه 132 ) « 1 » و ديودور سيسيلى نيز ( قطعهاى از كتاب 34 - 35 ) « 2 » . معلوم است ، كه پس از اين واقعه لشكر دمتريوس فرار كرده تارومار شد . آپپيان گويد ( همانجا ) : پس از اينكه مهرداد محلّ اقامت دمتريوس را در گرگان معلوم داشت ، با او چنان رفتار كرد ، كه با پادشاهى كنند و حتّى به او وعده داد ، كه دختر خود ردگونه « 3 » را بحبالهء نكاحش درآورد . اين اقدام مهرداد را چنين تأويل ميكنند ، كه او نقشهء
--> ( 1 ) - Syriae , p 132 . ( 2 ) - Except . Vatican . p . 105 - 106 . ( 3 ) - Rhodogune .