حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2201

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

از دولت سلوكى جدا شده است . رويهمرفته از وقايع اين زمان دولت سلوكى معلوم است ، كه آن‌تيوخوس دوّم بقدرى در سوريّه و آسياى صغير و شايد در ايران غربى نيز گرفتارى داشته ، كه هيچ نميتوانسته توجّهى بمشرق ايران كند و راضى بوده باينكه در مشرق ايران مردم آرام باشند و باج خودشان را بپردازند ، بىاينكه او بتواند اعمال ولات را تفتيش كند . در اين صورت معلوم است ، كه ولات امور را بدلخواه خودشان اداره ميكردند و چون حرص و طمع مقدونيها بغارت و چپاول از آنچه در كتاب سوّم گذشت ، معلوم است ، مردمان تابع منتظر موقعى بودند ، كه از قيد بيگانگان برهند . اين هم معلوم است ، زيرا بتجربه رسيده است ، كه مردم ظلم و جبر پادشاهان يا امرائى را ، كه از خودشان باشند ، بيشتر و بهتر از ظلم بيگانه تحمّل ميكنند . امّا خود آن‌تيوخوس دوّم ، چنان كه از نويسندگان عهد قديم ديده مىشود ، شخصى بوده جاه‌طلب و داراى فساد اخلاق . جاه‌طلبى او از اين‌جا پيدا است ، كه بىاينكه كارى انجام داده باشد ، عنوانى را پذيرفت كه در آسيا سابقه نداشت و در انظار مردمانى بسيار كفر بود « 1 » . اخلاق او از توصيفى ، كه از او كرده‌اند هويدا است . اين پادشاهى است سست عنصر و پرورده ناز و نعمت ، كه اوقات خود را بلهو و لعب ميگذراند . زنان و محبوبين او از مرد و زن مطلق العنان‌اند ، هرآنچه ميخواهند ميكنند و بدترين جنايات آنها بى مجازات ميماند . نتيجه اين نوع اخلاق چنين است ، كه ولات خودسر شده بجان مردم ميافتند و بر اثر اين وضع ظلم بالا ميگيرد و بالاخره رعب پادشاه هم از دلها برميخيزد ، زيرا مىبينند ، او بقدرى در عيش و نوش مستغرق است ، كه مجالى براى رسيدن بشكايات ندارد . پس فشار از يكطرف و نبودن ترس از طرف ديگر مردم را بياغىگرى ميدارد . بىترديد ميتوان گفت وضع پارت همچنين بوده و توهين والى از ارشك يا تيرداد اگر راست باشد ، موقعى را براى قيام بدست داده . در باب تاريخ اين واقعه مهم ، يعنى قيام پارت بر سلوكىها ، عقايد مختلف است .

--> ( 1 ) - او را آن‌تيوخوس خدا يا خداوند ميخواندند و شهر مىلت يونانى در آسياى صغير اين عنوان را به او داده بود .