حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2198

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

موافق عادت زشت يونانيهاى آنزمان خواست تمتّعى از جمال او برگيرد ، اين رفتار بر ارشك بسيار گران آمد ، فرك لس را كه ميزبانش بود شبانه بمعاونت تيرداد و پنج نفر نوكوش كشت و پس از آن بقيام بر ضدّ سلوكيها عزم خود را جزم كرد ( روايت آرّيان ، قطعه 1 ) « 1 » برحسب روايت سوّم ارشك اوّل پادشاه اشكانى يكنفر سكائى بود از طايفه پارنيان يا اپارنيان و اين طايفه هم از قوم داه سكائى ، كه در همسايگى گرگان سكنى داشت ، بشمار ميرفت . ارشك با طايفه خود در وادى اترك ميزيست و بعد از اينكه شنيد ، ديودوت در باختر اعلان استقلال داده و سكّه باسم خود زده ، يعنى از دولت سلوكى جدا شده ، او هم بپارت درآمده بر سلوكيها قيام كرد . اين روايت را سترابون ترجيح داده ( كتاب 11 ، فصل 9 ، بند 2 ) . ژوستن گويد ( كتاب 41 ، بند 4 ) : ارشك شخصى بود ، كه نام و نشان نداشت و مدّتها براه‌زنى اشتغال ميورزيد . بعد از اينكه تئودوت ( ژوستن ديودوت را چنين نوشته ) در باختر ، كه داراى هزار شهر بود ، علم استقلال برافراشت ، ساير ممالك شرقى از او پيروى كردند و او هم با يكدسته از مردم راه زن بپارت درآمده آن دروگرس والى اين مملكت را شكست داد . بعد گرگان را گرفت و قشونى نيرومند تشكيل كرد ، زيرا از سلكوس و پادشاه باختر ميترسيد ، ولى مرگ تئودت به زودى خيال او را راحت داشت و با پسر او ، كه نيز تئودوت نام داشت ، عقد اتّحاد بست . پس از آن با سلكوس ، كه قشونى براى تنبيه پارتيها به پارت كشيده بود ، جنگيده فاتح گرديد . روز اين فتح را پارتيها روز آزادى خودشان ميدانستند و جشنها در آن روز ميگرفتند . از اين روايات روايتى را ، كه سترابون ترجيح داده ، صحيح‌تر ميدانند و بنابرآن عقيده دارند ، كه ارشك اوّل از طايفه پارنيان سكائى بوده . بهرحال اگر هم ارشك اوّل سكائى بوده باشد ، معلوم است ، كه اعقاب او بواسطه سلطنت

--> ( 1 ) - Arrian . Fr . I .