حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2191
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
صفحهاى است ، كه از طرف شمال غربى و مغرب به پارت مىپيوندد و عبارت است از دو وادى گرگانرود و اترك . اگرچه از حيث طبيعت ، اين مملكت شباهت زياد به پارت دارد ، ولى از حيث جنگل و ثروتهاى ديگر از پارت خيلى غنىتر و آبوهوايش معتدلتر و كليّة مطلوبتر است . كوهها پر از درختان است ، چراگاههاى خوب زياد دارد ، گلها و رياحين جلگهها را زينت داده ، خاك باعلى درجه حاصل خيز است و ميوهها و ثمرات گوناگون بار ميآورد ، بخصوص تاك و درخت انجير ، كه در عهد قديم معروف بود . آرّيان و ديودور و ديگران از قول سرداران اسكندر از اين درختان بسيار تمجيد كردهاند ( صفحات 1640 - 1643 اين تأليف ) . سترابون نيز ( در كتاب 11 ، فصل 7 ، بند 2 ) توصيف ثروت اين صفحه را كرده ، چنان كه گويد : آسمان با اين سرزمين مساعدتهاى بسيار كرده . گرگان از حيث مساحت تقريبا نصف پارت بالاخصّ است و اگرچه اين مملكت بواسطه وفور نعمت ميتواند جمعيّت زيادى را قوت بدهد ، ولى ديده نميشود ، كه در عهد قديم هم عدّه نفوسش با حاصلخيزى آن مطابقت داشته باشد ، بنابراين ميتوان گفت ، كه پارت از اين طرف هم نگرانى نداشته . چنين بود موقع پارت و صفحات مجاور آن در عهد قديم و بايد گفت ، كه اين وضع جغرافيائى مساعد بود با اينكه مردمى نيرومند بپرورد ، زيرا اين مردم همسايگان قوى نداشتند ، تا بتوانند سلطه خويش را بر پارت تحميل كنند و مانع از رشد آن شوند . بنابراين بعض نويسندگان اظهار حيرت كردهاند ، كه چرا اين مردم در دورههاى زياد در گمنامى مانده ، زودتر پا بصحنه تاريخ ننهادند ، زيرا نه در دوره آسوريها و ماديها ذكرى ، كه درخور اين مردم باشد ، از آن مىشود و نه در دوره هخامنشى . در زمان اسكندر پارتيها مطيعاند و فقط در 250 ق . م بر سلوكيها قيام ميكنند . جهت بايد چنين باشد ، كه آسوريها بدين جا نيامده بودند ، زيرا ، چنان كه در جاى خود گفته شد ، آسوريها دماوند و قدرى بعدتر كوير