حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2145
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كرد ، ولى پادشاه پنت بموقع آگاه شده به طرف قفقازيّه گريخت و از آنجا به طرف درياى آزوو رفت . در ابتداء پومپه تصوّر كرد ، كه تعقيب او آسان است و تا رود فازيس « 1 » ( ريون كنونى ) او را تعقيب كرد ، ولى به او نرسيد . در اين حال غضب خود را متوجّه تيگران كرده شهر آرتاكساتارا ، كه پاىتخت ارمنستان بود ، گرفت و اين دولت را مجبور كرد خسارتى به مبلغ ششهزار تالان ( 000 ، 380 ريال ) بپردازد . خود ارمنستان هم تابع روم گرديد . بعد پومپه خواست مهرداد را دستگير كند و با اين مقصود تا رود كورا ( كوروش ) تاخت و با مردم آلان ، كه ذكرشان پائينتر بيايد ، جنگ كرد . بعد به طرف درياى سياه رفت و باز اثرى از مهرداد نيافت . در اين حال تصميم كرد به طرف درياى خزر برود ، و ليكن ، در عرض راه ديد ، كه بايد با مارها جنگ كند « 2 » و خسارت زيادى هم از مردمان كوهستانى گرجستان به او رسيد . اين بود ، كه بىبهرهمندى برگشت . اما مهرداد بشبهجزيرهء قريم رفت و پسرش را ، كه ماخارس « 3 » نام داشت و بر پدرش ياغى شده خود را پادشاه پارتىكاپيوم « 4 » ميخواند ، شكست داد و از نو پادشاه آن شد ( سابقا هم اين محلّ جزو مستملكات پنت بشمار ميرفت ) . در اين وقت مهرداد يك پير مرد بقاعده بود ، ولى برعكس ديگران هر قدر سنّش بالا ميرفت ، گوئى بر جدّ و همّت او ميافزود ، زيرا با سالخوردگى ، كه داشت ، ذرّهاى از پاى نمىنشست و همواره نقشههاى بزرگ براى طرف شدن با روميها ميكشيد . از جمله آنكه لشكرى مركّب از 000 ، 36 نفر سكائى به ترتيب لژيونهاى رومى تشكيل كرد ( معلّمين و مشّاقان اين سپاه روميهاى فرارى بودند ) و بعد بحريّهاى هم ترتيب داده درصدد برآمد ، كه از راه اروپاى شرقى و جنوب شرقى و آلپهاى يوليانى بنفس ايطاليا حمله برد . اين نقشه بقدرى عجيب و متهوّرانه بود ، كه همين كه افشاء شد ، باعث بهت و تشويش سربازان او گرديد ، زيرا هيچ نميتوانستند تصوّر كنند ، كه او در اين كار بهرهمند گردد . به زودى اين حال سربازان او بيأسى شديد و پس از آن بشورش مبدّل گرديد ،
--> ( 1 ) - Phasis . ( 2 ) - بايد مقصود دشت مغان باشد ، كه در تابستان مار زياد دارد . ( 3 ) - Machares . ( 4 ) - Particapaeium