حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2126

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

پدر بتخت نشست ، او را از جهت رفتار خوب و ترقّياتش در فلسفه زياد ميستودند . كاپادوكيّه ، كه از براى يونانيها مملكتى مجهول بود ، از اين زمان مقرّ اشخاصى با معرفت گرديد . اين پادشاه با روميها هم عهد مودّت و اتّحاد را تجديد كرد ، صحبت از پادشاهان كاپادوكيّه ، كه نسبشان را به كوروش ميرسانيدند ديگر بس است » ( بعد ديودور بمطالب ديگر ميگذرد . م . ) . در قطعه ديگر از كتاب 31 خود ديودور باز از كاپادوكيّه صحبت كرده چنين گويد : « آريآرات ، كه لقب فيلوپاتر داشت ( يعنى مهردادى ، كه ذكرش گذشت ) چون بتخت اجدادش نشست ، براى پدرش مراسم دفن باشكوهى ترتيب داد ، بدوستان و سران سپاه و تمام تبعه‌اش عطوفت‌هاى زياد كرد و مورد محبّت جمعى گرديد . ميتروبازان « 1 » را آريآرات بر تخت اجدادش نشانيد . آرتاكسياس پادشاه ارمنستان ، بىاينكه خسّت و حرص خود را پنهان دارد ، رسولانى نزد آريآرات فرستاده خواهش كرد ، كه با او همداستان شده يكى از دو جوانى را ، كه در اختيارش بودند ، بكشد و سوفن « 2 » را تصرّف كند ، ولى آريآرات از اين پيشنهاد ، كه دلالت بر بى حميّتى ميكرد ، تنفّرى زياد اظهار و رسولان را توبيخ و ملامت كرده ، نامه‌اى به آرتاكسياس نوشت و به او توصيه كرد ، از اين سوءقصد بپرهيزد . اين اقدام آريآرات باعث ستايشى بزرگ براى او شد و ميتروبازان بواسطه درستى و تقواى آريآرات بر تخت اجدادش نشست » ( از فحواى كلام ديودور معلوم است ، كه ميتروبازان پادشاه سوفن بوده و بحمايت آريآرات بتخت موروثى رسيده - سوفن چنان كه بالاتر گفته شد ، نام ارمنستان كوچك بود . م ) . بعد ديودور در قطعه‌اى از كتاب سى و يكمش راجع به اين پادشاه كاپادوكيّه چنين نوشته : « در المپياد يكصد و پنجاه و پنجم آريآرات تاجى از ده هزار سكّه طلا بوسيله سفرائى بروم فرستاد ، تا محبّت خود را بروميها بنمايد و اظهار بدارد ، كه از جهت دوستى با روميها از وصلتى با خانواده دمتريوس ( پادشاه مقدونى )

--> ( 1 ) - Mithrobazanes . ( 2 ) - Sophene .