حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2105
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
تخطّى شود : حقوق و اختيارات پادشاهى نسبت بشهرهاى يونانى محدود است ، پادشاهان سلوكى امتيازاتى بشهرهاى يونانى ميدهند ، حق مصونيّت براى آنها قائل ميشوند ، آثارى براى شهرها برپا ميدارند ، منافع معابد را تأمين ميكنند ، تعارفاتى بين پادشاهان و شهرها ردّ و بدل مىشود ، بعض شهرها خودمختارى داخلى دارند و در بعض محلها مأمورين دولت داخل نميشوند . كليّة سلوكيها عنصر يونانى را تشويق ميكنند ، تا اوّلا آنها زمان آنتىگون را ، كه محبّ يونان بود ، فراموش كنند . ثانيا به طرف بطالسه ، كه نيز خواهان آنهايند ، نروند و ثالثا ( اين جهت مهمتر از دو جهت ديگر است ) تكيه گاهى براى خود در آسيا بيابند . يونانيها هم در مواقعى كمكهاى ذى قيمت بسلوكيها كردند ، مثلا به آنتيوخوس اوّل وقتى كه كار او بس مشكل بود و نيز به سلكوس دوّم ، چنان كه گذشت ، ولى معلوم است ، كه اين كمكها در آسياى صغير ميتوانست مؤثّر واقع شود ، ولى از جدا شدن مردمان آسياى عليا ( ايران و آسياى اقصى ) نميتوانست جلوگيرى كند . اين اندازه اثر هم در ابتداى سلطنت اين سلسله ديده مىشود ، اما بعدها ، ضعف دولت سلوكى از جهت نداشتن پايهء ملّى همواره روزافزون گرديد ، چنان كه اين دولت نتوانست بيش از 148 سال بحيات خود ادامه دهد و از اين مدّت هم فقط چند سال را ميتوان زمان اوج دولت سلوكى دانست . باقى تاريخ اين دولت ، چنان كه بالاتر گفته شد ، تاريخ تجزيه آنست . دولت سلوكى ، اگر ميخواست تكيهگاهى در آسيا داشته باشد ، ميبايست بقدرى شهر و مستعمره در آسياى صغير و در سوريه و بين النهرين و ايران و شرق اقصى بسازد و عنصر يونانى و مقدونى در اينجاها بنشاند ، كه اكثريت اهالى يونانى و مقدونى گردند ، اين كار كارى بود محال ، چه دولت سلوكى وسائل بنا كردن اينقدر شهر و مستعمره را نداشت و ديگر اينكه اينقدر مقدونى يا يونانى ، كه ممكن بود در اينجاها نشاند ، وجود نداشت ، بخصوص اگر بخاطر آوريم ، كه بطالسه هم در مصر بچنين عناصرى احتياج مبرم داشتند و يونانيها را همواره بمصر جلب ميكردند .