حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2102
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
و كاپادوكيّه و فرات ) . سوّم - در اين طرف فرات : بين النّهرين ، بابل ، پاراپوتامى « 1 » خليج سرخ ( خليج فارس ) ، شوش . چهارم - فلات ايران : پارس ، ماد با آذربايجان ، پارت ، مرو ، باختر ، سغد ، پاراپانيزاد يا پاراپاميزاد ، گدرزى يا بلوچستان ، رخّج يا افغانستان جنوبى كنونى ( قسمت بزرگ اين دو ولايت را سلكوس به سان - دراكت داد ) ، هرات ، سيستان ، كرمان . والى ايالت را ساتراپ ميناميدند ( يونانى شده خشثرپوان ) و ايالت را ساتراپى . اگر ايالت به چند قسمت تقسيم ميشد ، هر كدام از قسمتها را اپارخى « 2 » ميگفتند و رئيس چنين قسمت را اپارخ « 3 » . گاهى اپارخ را هم ساتراپ ميناميدند ، ولى ساتراپها نوعا حاكم كشورى ايالتاند و رئيس قشون و امين ماليّه و فرورارك « 4 » ، يعنى قلعه بيگى يا دژبان و كاهن مذهب شاهى و غيره از او پائينترند ، ولى ممكن است ، كه ستراتژ يا رئيس قشون حاكم كشورى هم باشد . اراضى واقعه در ايالات بر دو نوعند : نوعى بوسيله ولات و مأمورين جزء اداره ميشوند و اراضى پادشاهى هم جزو اين نوع است . از اين اراضى صورتى ترتيب دادهاند كه در دفاترى ضبط مىشود . سكنه اين اراضى متعلّق بزميناند و حق ندارند از جائى به جائى روند . بنابراين سكنه اراضى را ميتوان با خود اراضى فروخت يا بخشيد . نوع ديگر اراضى است ، كه در بعض صفحات واقع است . اين اراضى وسيع در تصرّف مردمانى است ، كه اسما تبعه و رسما مستقلّند يا در يد اقتدار اشخاصى است ، كه اگرچه ظاهرا حكومت پادشاه را ميشناسند ، ولى درواقع پادشاهاند مثلا در فريگيّه و ارمنستان و پنت و كاپادوكيّه نجباى محلّى يا بزرگان پارسى در قلعهاى در مركز متصرّفات خود نشسته ، جمعى از رعايا و بردگان خود را اداره ميكنند . اومن بعد از غلبه بر كراتر عدّه زيادى از اين نوع محلّهاى محكم را از صاحبان آنها گرفته به صاحب منصبان خود داد ، ولى اينها هم ، همين كه جاى صاحبان سابق را
--> ( 1 ) - Parapotamie . ( 2 ) - Eparchie . ( 3 ) - Eparcne . ( 4 ) - Phrourarque .