حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2099
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
( همشيرهزاده ارسطو ) اين بود ، كه به اشخاص فوقالعاده بايد بعد از مرگشان عنوان خدائى داد و براى آنها پرستشى ايجاد كرد ، اسكندرهم از اين قاعده خارج نيست ، ولى برخى داعيه اسكندر را بالوهيّت پذيرفته پيشنهاد ميكردند ، كه در حال حياتش هم براى او كندر بسوزند و او را بپرستند . بعد از اسكندر جانشينان بلافاصله او ، يعنى نسل اوّل جانشينانش اين مسئله را كنار گذاشتند ، زيرا ديدند با اينكه ، باهم درافتادهاند ، اين مسئله پيشرفت ندارد . بنابراين بعدها اين مسئله طرح شد و قوّت گرفت ، چنان كه در مصر بطلميوس چهارم تشكيل دستگاه پرستش بطالسه را بانجام رسانيد و در آسيا آنتيوخوس دوّم خود را خدا خوانده همان دستگاه را تشكيل كرد ، ولى بايد گفت ، كه شهر يونان ايليون « 1 » در آسياى صغير خيلى زودتر براى سلكوس احترامات الهى را از قبيل قربانيهاى همه ماهه و اعياد و غيره قائل شد . در شهرهاى ديگر يونانى ديرتر پرستشى براى پادشاهان سلوكى برقرار كردند ، چنان كه ميبينيم : آنتيوخوس اوّل كاهنى مخصوص براى پرستش خود دارد ، شهرهاى يونيّه عيد تولد آنتيوخوس را مانند همين عيد اسكندر گرفته براى او معبدى برپا ميكنند ، مراسم پرستش را بجا ميآورند و ، چنان كه براى خدايانشان بازيهائى ترتيب ميدهند ، براى آنتيوخوس اوّل و پسر او و زنش ستراتونيس هم مجامع بازى تشكيل ميكنند . در ازمير معبدى است بنام آفروديت ستراتونيس ( يعنى خداى وجاهت ستراتونيس ) و آنتيوخوس حق بست به اين معبد ميدهد . در انطاكيّه پارس تاريخ احكام و فرامين باسم كاهن پادشاهان زنده و مرده معيّن ميگردد و كاهن سلكوس چهارم فيلوپاتر ، چون كاهن پادشاه زنده است ، از كاهنان پادشاهان متوفى جدا است . نيز ديده مىشود ، كه پادشاهان سلوكى قانع نيستند باينكه نسبت به آنها فقط اين تقديس و احترامات را بجا آرند ، بل ميخواهند ، كه براى پرستش آنها تشكيلاتى داده شود مثلا از زمان آنتيوخوس دوّم مقرّر است ، كه در كرسى هر ايالتى ( ساتراپى ) كاهنانى بلند مرتبه از مرد و زن براى پرستش
--> ( 1 ) - Ilion