حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2100
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
پادشاه و ملكه باشند و اسامى هر دو در اسناد معاملات محلّى درج گردد . اينها است و امثال اينها آنچه از وقايع و اسناد برميآيد و از آن به خوبى ميتوان استنباط كرد ، كه پادشاهان سلوكى از ابتداء خودشانرا بمقام الوهيّت ارتقاء دادند ، بعدها آنتيوخوس دوم بپيشنهاد شهر مىلت عنوان خدائى اتّخاذ كرد و پس از آن تشكيلاتى براى پرستش پادشاه ( خدا بقول آنها ) داده شد . اين كار در آسيا سابقه نداشت و بايد گفت با استيلاى عنصر يونانى بر مشرق قديم و نفوذ تمدّن يونان در آن « پرستش پادشاه » يا « مذهب پادشاهى » ايجاد شد ، ولى نيز بايد گفت ، كه تفاوتى بين معتقدات يونانيهاى اروپائى و يونانيهاى آسيائى حاصل است . يونانيهاى اروپائى اشخاص فوقالعاده ، يا چنان كه ميگفتند پهلوانان « 1 » را ، پس از مرگشان بدرجهء الوهيّت ارتقاء ميدادند ، ولى شهرهاى يونانى آسياى صغير پادشاهان زنده سلوكى را هم به اين مقام ميرسانيدند و بعد پادشاهان سلوكى خواستند ، كه پرستشى هم براى آنها مقرّر گردد . اين است آنچه ، كه با مدرك ميتوان در باب اين موضوع گفت و قبل از گذشتن از اين مطلب بايد علاوه كنيم ، كه پرستش پادشاهان سلوكى نتيجهاى را ، كه آنها از آن انتظار داشتند ، نبخشيد ، چه دولت سلوكى با اينعنوان وحدتى در آسيا ايجاد نكرد ، ولى اثرات اين بدعت ناشايست در ايران ماند ، چنان كه بعض اشكانيان بتقليد از يونانيها و سلوكيها خودشانرا خداوند يا خداوندگار خواندند ( در اينجا لازم است بگوئيم ، كه اين عقيده علمائى است ، كه در تاريخ اشكانيان تحقيقاتى كردهاند ، ولى ما سكّهاى ، كه بر آن اين عنوان را نقش كرده باشند ، نيافتيم و گراوور چنين سكّىاى را هم نديدهايم . سكّهاى هست ، چنان كه در جاى خود بيايد ، كه بر آن « پسر خدا » نقش شده نه خدا و اين تقليدى است از اسكندر ، زيرا اشكانيان خودشانرا جانشينان هخامنشىها و اسكندر ميدانستند . م . ) ساسانيان هم براى اينكه از اشكانيان عقب نمانده باشند ، در ميان ايزدان جا گرفتند . در اينكه اين عنوان از اثر سلطه سلوكىها بر ايران بود ، جاى ترديد نيست ، زيرا
--> ( 1 ) - Heros .