حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2068
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
گرديد و گالّىها بقدرى پيش رفتند ، كه ناحيهاى در فريگيّه اشغال كردند . در اين احوال آنتيوخوس اوّل مصمّم گشت با آنها جنگ كند و شكست فاحشى به آنها داد ، توضيح آنكه قوّهء گالّىها مركّب از 40000 سوار زبده و ارّابههاى زياد بود ، ولى فيلهاى جنگى آنتيوخوس باعث وحشت اسبهاى گالّى گرديد و پادشاه سلوكى فاتح گشت . پس از آن او جشنهاى بزرگى گرفت و بمناسبت اين فتح او را سوتر خواندند ، كه بمعنى ناجى است . در باب ريختن گاليها بمقدونيّه و يونان و آسياى صغير عقيدهء بعضى بر اين است ، كه اين واقعه بر اثر فشار ژرمنها بر گالّيهائى ، كه در كنار رود دانوب سكنى داشتند ، رويداد . نظرى بدنياى آن روز فتنه گالّىها و تاختوتاز آنها در مقدونيه و يونان و آسياى صغير داراى اهميّت بود ، زيرا پديد آمدن اينها در اينممالك بعصر اسكندر ، كه زمان جانشينان او و ابتداء دولتهائيكه تشكيل شده بود ، نيز جزء آن بشمار ميرود ، خاتمه داد . پس از آن بر خرابههاى دولت اسكندر سه دولت باقى ماند : دولت سلوكى در آسياى غربى ، دولت بطالسه در مصر و دولت مقدونيّه و يونان در اروپا . اوّلى چه از حيث وسعت و چه از اين جهت ، كه اين دولت مردمان آريانى نيرومند را شامل بود ، قوىتر به نظر ميآمد . اين سه دولت لشكر ملّى نداشتند و هر سه بيونانيهاى اجير متوسل شده ، از اين راه حوائج جنگى خودشان را رفع ميكردند . از اين جهت است ، كه ميبينيم هر سه بسيار مقيّدند ، كه نام و شهرت نيك در يونان داشته باشند و نيز از همين جهت ، بناى اين دولتها محكم نبود و زود دستخوش حوادث و دسائس ميشدند . بعد از اين سه دولت درجه اوّل ، ممالكى نيز وجود داشتند ، كه وقتى كه اسكندر بآسيا آمده بود و حريفى نيرومند مانند داريوش سوّم در پيش داشت ، مجال نيافته بود به آنها بپردازد و پس از مرگ اسكندر پرديكّاس آنها را تهديد ميكرد ، ولى نميتوانست كاملا مطيع گرداند ، چه در افتادن جانشينان اسكندر با يكديگر فرصتى براى اين كارها باقى نميگذارد . نام اين ممالك چنين است : ماد