حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2067
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
بيونان وسطى راند ( 280 ق . م ) . سال بعد سانحه بزرگى براى مقدونيّه و يونان روى داد : مردمانى ، كه در تاريخ به گالّى « 1 » ها معروفاند ، آنها را از نژاد سلتى « 2 » ميدانند و يونانيان آنها را گالاثيان « 3 » ميناميدند ، مقدونيّه و يونان را معرض تاختوتاز قرار دادند . اينها مردمى بودند قوى و سلحشور ، ولى دور از تمدّن . استيلاى اينها بر شبهجزيره بالخان ( بالكان ) وحشت و اضطرابى غريب در قلوب اهالى اين مملكت افكند ، بخصوص ، كه ميگفتند ، گالّىها يكقرن و اندى پيش بروم حمله كردند و روميها از راندن آنها عاجز گرديده ، با دادن پولى گزاف از روم خارجشان كردند . بطلميوس كرائونوس بجنگ آنها رفت و كشته شد ( 280 ق . م ) . پس از آن مقدونيّه ميدان تاخت و تاز آنها گرديد . اين مردمان وحشى كودكان را ميكشتند ، شهرها و دهات را غارت ميكردند ، ابنيه را آتش ميزدند . سال بعد گالّىها از تنگه ترموپيل گذشته يونان را ميدان قتل و غارت كردند و چندى بدين منوال گذشت . تا بالاخره يونانيها جمع شده و در نزديكى دلف شكستى به گالّىها داده آنها را از يونان راندند . ديودور گويد ( قطعهاى از كتاب 22 ) : وقتى كه برن نوس « 4 » پادشاه گالّيها بمعبدى درآمد ، بتقديمىهاى طلا ، و نقره توجّهى نكرد و فقط هيكلهاى خدايانرا ، كه از چوب و سنگ ساخته بودند برگرفته بسيار خنديد ، از اينكه صورت خدايان را مانند صورت انسان ميسازند و آن هم از چوب و سنگ . اين گفته ديودور شايان توجه است و مىرساند ، كه گالّىها ، باوجود اينكه از تمدّن دور ميزيستند ، راجع به خدا تصوّراتى داشتهاند ، برتر از تصوّرات يونانيهاى متمدّن . بارى آسياى صغير ، در ابتداء از حملات اين مردم مصون بود ، ولى اتّحادى ، كه مردمان قسمت شمالى آسياى صغير ، مانند بى تىنيّه و غيره تشكيل داده بودند و موسوم باتّحاد شمالى بود ، خواستند از سلحشورى گالّىها استفاده كنند و آنها را به يارى خود طلبيدند . پس از آن آسياى صغير هم ميدان قتل و غارت و حريق
--> ( 1 ) - Gaulois . ( 2 ) - Celtes . ( 3 ) - Galatiens . ( 4 ) - Brennos .