حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2048
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
ديودور گويد ، ناجى و بل خدا دانستند . بطلميوس از اين پيشرفت آنتىگون مضطرب گرديده ، بحريّهاى تشكيل داد ، تا به سوريّه حمله كند و آنتىگون دمتريوس را احضار و مأمور كرد به قبرس برود . در سالامين قبرس دمتريوس مهنهلاس « 1 » سردار بطلميوس را محاصره كرد و بعد جنگى دراينجا روى داد ، كه بطلميوس بكلّى شكست خورده ، جزيره قبرس و برترى دريا را از دست داد ( 306 ق . م ) . پس از اين جنگ ، آنتىگون و پسرش دمتريوس رسما خودشان را پادشاه خواندند ، ساير جانشينان هم همين عنوان را اتخاذ كردند ، تا از آنتىگون ، كه ميخواست وحدت امپراطورى را از نو برقرار كند ، عقب نمانند . بنابراين بايد گفت ، كه در اين وقت تجزيه دولت اسكندر رسما اعلام شد ، يعنى اسما هم وحدت آن از ميان رفت ، فقط لازم بود ، كه عملا هم اين تجزيه را مجرى دارند . بنابراين بين بطلميوس ، سلكوس ، كاسّاندر و ليزمايك مذاكراتى شروع گرديد ، كه اتّحادى بر ضدّ آنتىگون تشكيل دهند . بر اثر اين اتّحاد ، آنتىگون با لشكرى مركّب از 80000 پياده و 8000 سوار و بحريّهاى از 150 كشتى عازم تسخير مصر شد ، ولى از جهت اقدامات احتياطى بطلميوس موفّق نگرديد . بعد آنتىگون ، براى اينكه خطوط ارتباطيّه بطلميوس را با يونان قطع كند ، دمتريوس را بجزيره ردس فرستاد . محاصره اين جزيره يكسال طول كشيد و بواسطه شجاعت و مهارت اهالى ردس آنتىگون بهرهمندى كلّى نيافت ، بخصوص ، كه كاسّاندر و ليزيماك به اين جزيره آذوقه ميرسانيدند . بالاخره صلحى بين اين جزيره و آنتىگون انعقاد يافت و اهالى متّحدين آنتىگون گشتند ، بىاينكه بر ضدّ بطلميوس باشند ( 305 ق . م ) . پس از آن جنگ در يونان به طول انجاميد و دمتريوس در اينجا بهرهمند بود . بعد او بقدرى قوّت يافت ، كه ميخواست بمقدونيّه قشون بكشد ، زيرا در اين وقت متّحدى مانند پيرّوس « 2 » پادشاه جوان اپير داشت و دمتريوس خواهر او دىدامىيا « 3 » را ازدواج كرده بود ( اين همان پيرّوس است ، كه بعدها بايطاليا
--> ( 1 ) - Menelas . ( 2 ) - Pyrrhus . ( 3 ) - Deidameia .