حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2049
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
قشون كشيده بهرهمندى نيافت ) . بر اثر اين اوضاع ، كاسّاندر خواست با آنتىگون صلح كند ، ولى او ، چون بغلبه خود مطمئن بود ، امتناع ورزيد . اين امتناع متّحدين را بوحشت انداخت ، زيرا آنتىگون ، كه آقاى يونان و قسمتى بزرگ از آسيا بود ، ميتوانست وحدت امپراطورى را از نو ايجاد كند . بنابراين متّحدين قرار دادند ، به كاسّاندر كمك كنند و ليزيماك از بوغاز داردانل گذشته ، فريگيّهء سفلى ( هلّسپونت ) را تصرّف كرد ( 302 ق . م ) . آنتىگون در اين وقت در سوريّه در شهرى اقامت داشت ، كه خودش آن را در كنار رود ارن تاس « 1 » بنا كرده و نام آن را آنتىگونىيا « 2 » نهاده بود . بر اثر اوضاع جديد ، آنتىگون از سوريّه به طرف آسياى صغير حركت كرده ، از كوههاى توروس گذشت و پسرش دمتريوس را براى كمك احضار كرد . دمتريوس ، كه مشغول تسخير تسّالى بود ، از جهت احضار پدر با كاسّاندر قراردادى راجع بمتاركه بست ، به شرط اينكه مواد آن را آنتىگون امضاء كند . بعد او با قواى برّى و بحريش به افس واقع در آسياى صغير رفت ( 302 ق . م ) . پس از ورود دمتريوس كار ليزيماك سخت شد و كمكى ، كه كاسّاندر براى او فرستاده بود ، سالما و بموقع نرسيد . در اين احوال او به هراكله ( ارگله كنونى ) عقب نشست و در آنجا منتظر ورود قواى سلكوس گرديد ( 302 - 301 ق . م ) . در اينجا ليزيماك آمستريس « 3 » بيوهء ديونىسيوس « 4 » را گرفت . اين زن ، چنان كه گذشت ، ( صفحه 1629 اين تأليف ) دختر اكزاثرس برادر داريوش سوّم بود ، كه زن كراتروس سردار اسكندر گرديد و بعد از فوت او ، زن ديونى سيوس هراكله شد و اكنون بيوه بود . او دو پسر داشت و بنام آنها هراكله را اداره ميكرد . يكى از آنها به كل آرخ موسوم بود و ديگرى به اكزاثرس . در خلال اين احوال ، سلكوس از آسياى عليا با لشكرى مركّب از 20000 پياده و 12000 كماندار و 480 فيل وارد كاپادوكيه شد ، كه در آنجا زمستان را
--> ( 1 ) - Orontas . ( 2 ) - Antigoneia . ( 3 ) - Amestris . ( 4 ) - Dionysios .