حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
560
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ايشان قادر نمىآمد بخصوص كه ايشان در اين ايّام فوق العاده مقتدر شده بودند و ديگر قلع مادّهء آنان امكان نداشت . اتابك زنگى براى آنكه بر قدرت خود در سلطنت بيفزايد به خدمت سلطان ارسلان بن طغرل سلجوقى سلطان عراق رفت و از او فرمان اتابكى را رسما گرفت و چهارده سال پادشاه بود تا در 571 وفات يافت . سعد بن زنگى ( 599 - 623 ) يكى از بزرگترين اتابكان فارس مظفّر الدّين سعد بن زنگى است كه در تمام مدّت اتابكى پسر عمّش طغرل بن سنغر با او كشمكش داشت تا آنكه در 599 غالب شد و طغرل را دستگير كرد و خود اتابك فارس گرديد سپس كرمان را در ضبط خويش آورد و دست ملوك شبانكاره را كوتاه ساخت . بعد از تحصيل اين قدرت اتابك در سال 600 به قصد اصفهان و عراق كه در اين تاريخ در دست اتابكان آذربايجان بود حركت نمود . اتابك اوزبك بن جهان پهلوان براى منصرف ساختن سعد بن زنگى بشيراز حمله برد و در آنشهر قتل و غارت بسيار كرد و كمى بعد از آن غياث الدّين پسر سلطان محمّد خوارزمشاه نيز از جانب پدر بتنبيه اتابك سعد مأموريت يافت و اتابك از جلوى او گريخت و چون غياث الدّين بخوزستان رفت سعد بن زنگى بفارس برگشت و دوباره آنجا را تحت اطاعت خود آورد . در سال 607 حكمرانى كه اتابك سعد بكرمان فرستاده بود بر او شوريد و و اوضاع آن ولايت مغشوش شد و مقارن اين اوقات سلطان محمّد خوارزمشاه آن ولايت را بتصرّف خود گرفت و كرمان از دست اتابكان فارس بيرون رفت . در سال 614 اتابك سعد به قصد عراق عازم شد و تا حدود رى تاخت و با پادشاه مقتدرى مثل خوارزمشاه درافتاد و بر لشكريان او زد ولى گرفتار شد و خوارزمشاه ميخواست او را بكشد امّا بوساطت يكى از همراهان او را عفو كرد و قرار بر صلح شد به اين شكل كه اتابك سعد دو قلعهء استخر و اسكنوان « 1 » را با چهار دانگ محصول فارس
--> ( 1 ) - اشكنوان يا شكنوان با اصطخر و قلعه شكسته سه قلعه بودهاند در حوالى شهر اصطخر بر روى سه كوه كه مجموع آنها را « سه گنبدان » ميگفتند .