حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
559
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ولى در تاريخ ادبيّات ما نامى نيكو از ايشان باقى است و استاد سخن فارسى و شيرين زبانترين شعراى ايران يعنى سعدى مدّاح ايشان است . اتابك سنغر ( 543 - 558 ) بعد از آنكه بوزابه در سال 541 بقتل رسيد حكومت فارس بملكشاه بن محمود بن محمّد سلجوقى واگذار شد در عهد حكومت ملكشاه تركمانانى كه در زير فرمان سلاجقه بودند چون خرابى كار اين سلسله را مشاهده كردند سر بعصيان برداشتند چنان كه يك عدّه از اين طايفه بسركردگى سنغر بن مودود در حوالى كوهگيلويه بر ملكشاه قيام نمودند . در سال 543 سنغر بر لشكريان ملكشاه غلبه كرد و شيراز را گرفت و با اختيار لقب مظفّر الدّين خود را اتابك فارس خواند و سلسلهء سلغورى را تشكيل داد . مقارن استيلاى اتابكان سلغورى بر فارس سلسلهء ديگرى در قسمت شرقى اين ايالت يعنى در ناحيهء سرحدّى بين فارس و كرمان و خليج شامل بلاد دارابگرد و نيريز و ايگ ( ايج ) و فرك ( پرك ) و طارم و اصطهبانات قدرت بهم رسانده و اين ولايات را كه در آن ايّام شبانكاره ميگفتند تحت تصرّف خود آورده بودند . ملوك اين قسمت كه بملوك شبانكاره يا امراى ايگ معروفند بقول مشهور يك طبقه از ايرانيان قديم بودند و نسبت خود را باردشير بابكان ميرساندند . ملوك شبانكاره كه از حدود 448 يعنى مقارن برافتادن دولت آل بويه بر شبانكاره استيلا پيدا كرده و دم از استقلال ميزدند بعد از تأسيس سلسلهء اتابكان سلغورى با اين پادشاهان بر سر شبانكاره و كرمان پيوسته در نزاع بودند چنان كه از ايشان نظام الدّين يحيى با اتابك سنغر سلغورى بر سر تصرّف قطعى فارس چندين بار نزاع كرد ولى از عهدهء اتابك سلغورى برنيامد و سنغر مدّت چهارده سال در شيراز اتابكى نمود و بآبادى و عدالت پرداخت تا در سال 558 وفات يافت . اتابك مظفر الدين زنگى بن مودود ( 558 - 571 ) بعد از سنقر اتابكى ببرادرش زنگى رسيد . اين اتابك در تمام مدت سلطنت گرفتار زدوخورد با ملوك شبانكاره بود ولى بالاخره ببرانداختن