حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

537

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

جستند و خود را بتبريز رساندند . تاج الدّين عليشاه امير الامراء را بسلطانيّه به خدمت ابو سعيد آورد و ابو سعيد او را بر خلاف تصورش گرامى و محترم داشت . امراى ياغى پس از غلبه بر امير چوپان از ديار بكر و آذربايجان بسلطانيّه روانه شدند تا بدستيارى ابو سعيد كار امير چوپان را بسازند . ابو سعيد با امير چوپان بدفع ياغيان كه اهمّ آنها امير ايرنجين پدر زن سلطان و حاكم ديار بكر بود شتافت و در جنگى كه در جمادى الاولى 719 در نزديكى ميانج اتفاق افتاد بر دشمنان ظفر يافت و ايرنجين و رؤساى ديگر ياغى را دستگير و از اين تاريخ بلقب بهادر خان ملقّب گرديد پس از اين فتح شوكت و اقتدار امير چوپان و پسران عديدهء او در دولت ابو سعيد رو بفزونى نهاد تا آنجا كه ابو سعيد امير چوپان را پدر و آقا ميخواند و چون دولندى خواهر ابو سعيد كه زن امير چوپان بود فوت كرد ابو سعيد سانى بيك خواهر ديگر خود را بامير چوپان داد و دمشق خواجه پسر امير چوپان در دستگاه ابو سعيد همه كاره و در حكم وزير كلّ ممالك ايلخانى بود و تيمور تاش پسر ديگر امير الامرا حكومت بلاد روم را داشت و در آنجا دم از استقلال ميزد . قتل امير چوپان در 728 امير چوپان دخترى داشت بنام بغداد خاتون كه بزيبائى شهرهء آفاق بود و او را امير شيخ حسن پسر امير حسين گورگان جلاير در عقد ازدواج داشت . ابو سعيد عاشق اين دختر شد و بامير چوپان پيغام داد كه شيخ حسن گورگانى را بطلاق دادن بغداد خاتون وادارد تا سلطان او را به عقد خود درآورد . امير چوپان از اين بابت متغيّر شد و دختر را با شوهر او بقراباغ روانه نمود . ابو سعيد روز بروز بيشتر در آتش عشق بغداد خاتون ميسوخت و چون ملتفت شد كه امير چوپان با ميل او موافقت ندارد بر آن امير و پسرش دمشق خواجه كه در اين تاريخ در حقيقت سمت وزارت ممالك ايلخانى را داشت بدگمان شد تا آنجا كه در شوّال 727 موقعى كه امير چوپان در خراسان بود دمشق خواجه را بتهمت ارتباط با يكى از همخوابگان خاصّهء سلطانى كشت و سر او را از قلعهء سلطانيّه آويخت و اموالش را بتاراج داد .