حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
533
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
ولايت روم فرستاد و او خواجه جلال الدّين پسر ارشد خواجه رشيد الدّين فضل اللّه را به سمت وزارت و استيفاى بلاد روم برگزيد . در موقع ورود ابو سعيد بسلطانيّه خواجه رشيد الدّين پسر خود غياث الدّين محمّد را باستقبال او فرستاد و چون سابقهء كدورتى با امير سونج داشت و ميدانست كه امير مزبور كينهء او را در دل گرفته درصدد برآمد كه خود را بامير چوپان رقيب امير سونج نزديك كند و در مقابل او جهت خويش حاميى قوى بدست آورد به همين جهت با تاج الدّين عليشاه و امراى ديگر محرمانه ساخت و بالاخره هم بتدبير ايشان بود كه مقام امير الامرائى چوپان تثبيت شد . در نتيجهء اين ترتيب ابو سعيد و امير چوپان خواجه رشيد الدّين و خواجه عليشاه را در مقام وزارت باقى گذاشتند ولى زمام عمدهء امور در كف عليشاه قرار گرفت و رشيد الدّين كه در اين تاريخ پير و از كارهاى ديوانى آزردهخاطر شده بود خيالى نداشت جز آنكه از شرّ دشمنان آسوده ماند و بقيّهء عمر را راحت به آخر رساند . قتل خواجه رشيد الدين در 17 ج 1 سال 718 امير چوپان بتدريج قدرت فوق العاده پيدا كرد و رشتهء جميع كارهاى لشكرى و كشورى را در دست گرفت بطوريكه جز اسم سلطنت چيزى ديگر براى ابو سعيد باقى نبود و اين امير چنان كه گفتيم با خواجه رشيد الدّين طريق يگانگى مىسپرد ولى اين امر باعث تحريك حسّ حسد و غضب عليشاه بود و او سعى ميكرد بهر وسيله باشد خواجه رشيد الدّين را از ميان بردارد . رقابت بين دو وزير كه سابقهء مفصل داشت در اين تاريخ باوج شدّت رسيد و كار بر اصحاب ديوان سخت شد چه اگر يكى از ايشان بيكى از دو وزير خدمتى نيكو ميكرد موجب رنجش و جلب دشمنى ديگرى ميشد و همين مسئله امور ديوان را مختلّ كرد و طرفين دائما عمّال ديوانى را بر ضدّ يكديگر برمىانگيختند . در نتيجهء تحريكات عليشاه بالاخره خواجه رشيد در اواخر ماه رجب سال 717 از وزارت معزول شد و خواجه سلطانيّه را ترك گفته براى استراحت بتبريز