حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

523

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

آرام كردن خراسان محمّد از آن مملكت عازم دار الملك تبريز گرديد و در اين سفر سپاهيان فراوان و يك عدّه از امرا و نوينان بزرگ مثل امير مولاى و سونج و ايسن‌قتلغ و على قوشچى با او همراه بودند . محمّد كه پس از جلوس بتخت لقب سلطان اولجايتو يعنى سلطان آمرزيده اختيار كرد در اين موقع بيش از بيست و سه سال نداشت و او سوّمين پسر ارغونخان است . سلطان محمّد اولجايتو را بمناسبت تعلّقى كه بمذهب شيعه اظهار ميداشته شيعيان خدابنده لقب داده‌اند ولى اهل تسنّن از راه دشمنى و كينه‌جوئى اين كلمه را خربنده كرده و لقب سلطان محمّد اولجايتو به همين علت در كتب قدما بهر دو شكل مذكور شده است . اولجايتو سه روز بعد از جلوس فرمانى داير بر اقامهء مراسم دينى و شعائر اسلام و رعايت قوانين و ياساهاى غازانى صادر نمود و بامرا و سران لشكرى خلعتهاى بسيار بخشيد ، قتلغشاه‌نويان را بعنوان بيگلربيگى فرماندهى و سپهسالارى كلّ اردو و در ميان رجال مملكتى مقام اوّل داد و امير چوپان و فولادقيا و سونج و اين قتلغ را در تحت امر او گذاشت سپس خواجه رشيد الدّين فضل اللّه همدانى طبيب را مثل ايّام برادر بصدارت و خواجه سعد الدّين محمّد ساوجى را بمشاركت در امور ديوانى و وزارتى گماشت . بناى سلطانيه در 704 غازان خان در اواخر عمر خود خيال داشت كه در محل چمن سلطانيّه يعنى در سرزمينى كه دو رود كوچك ابهر و زنجان در آنجا سرچشمه ميگيرند شهرى بنا كند و به اين كار نيز دست زد ولى عمرش وفا نكرد و اولجايتو دنبالهء خيال برادر را در اين خصوص گرفت . سرزمين حاليّهء سلطانيّه و چمن آن در عهد مغول مرتع احشام ايشان بود و غالبا ايلخانان و سرداران آنان در عبور از عراق بآذربايجان يا بالعكس در آن سرزمين رحل اقامت مىانداختند ، غازان خان در اين محل كه بهيچوجه آبادى نداشت اساس شهرى را پى افگنده بود و اولجايتو همان بنا را بنام سلطانيه در پنج فرسنگى زنجان و نه فرسنگى ابهر در تاريخ سال 704 شروع باتمام كرد و آن را در مدّت ده سال