حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
524
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
بانجام رساند بطورى كه در سال 713 در محلّى كه ابتدا چمنى بيش نبود يكى از اعاظم بلاد اسلامى شرق ايجاد گرديد و ابنيهء بسيار از عمارات و مدارس و مساجد و حمّامها و بازارها در آن انشاء شد و جمعيّت فراوان از هر طبقه در شهر مزبور مجتمع آمدند . دورادور سلطانيّه بامر اولجايتو باروئى مربع شكل ساختند كه طول آن سى هزار قدم ميشد و ضخامت ديوارهاى آن باندازهاى بود كه چهار سوار پهلوى يكديگر ميتوانستند روى آن حركت كنند و در وسط آن اولجايتو قلعهء بزرگى ساخت كه از جهت عظمت بشهرى ميماند و در آن گنبدى جهت مقبرهء خود بنا كرد كه همان گنبد معروف شاه خدابنده است كه بعد از وفات سلطان را در آنجا به خاك سپردند و آن از مهمترين ابنيه و از نمونههاى عالى معمارى عهد مغول است . اولجايتو در بناى سلطانيّه همان راهى را كه در ساختن شنب غازان تبريز پيش گرفته بود پيروى كرد يعنى بعد از ساختن شهر و گنبد در اطراف مقبرهء خود بناى هفت مسجد امر داد و يكى از آنها را خود بخرج خويش از مرمر و چينى ساخت و ابنيهء بسيار ديگر نيز از دار الشفا و داروخانه و دار السّياده و خانقاه در سلطانيّه برپا شد و اولجايتو علاوه بر بناى قصرى جهت اقامت خويش مدرسهء بزرگى در آن شهر از روى گردهء مدرسهء مستنصريّهء بغداد ايجاد نمود و از هر طرف مدرّسين و علما و اهل بحث و درس را به آنجا خواند . در ساختن پايتخت جديد امرا و وزراى اولجايتو نيز هر كدام به سهم خود شركت كردند از آن جمله خواجه رشيد الدّين يك محلّهء تمام از سلطانيّه را كه بر هزار خانه مشتمل بود بانضمام مدرسه و دار الشّفا و خانقاهى بخرج خود ساخت . اولجايتو بعد از بناى سلطانيّه جماعتى از پيشهوران و اهل حرف و صنايع تبريز را بسلطانيّه آورد و ايشانرا در آنجا بترويج صنايع يدى مشغول داشت و بقدرى در مزيد رونق آن شهر كوشيد كه سلطانيّه در اندك مدّتى بعد از تبريز اوّلين شهر ممالك ايلخانى گرديد ولى افسوس كه اعتبار آن دوامى نكرد و پس از اولجايتو و ابو سعيد خان