حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
514
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
اهل ادب و حكمت و فضل را دوست ميداشت و غالبا با ايشان مىنشست و در محضر آن جماعت سؤالاتى طرح مينمود . از اديان و مذاهب و ملل و نحل اطّلاعات كافى داشت و اكثر اوقات با فرق مذهبى مختلفه مباحثه و مناظره ميكرد در تشخيص ميزان لياقت و كفايت اشخاص نيز خبير بود و هركس را باندازهء فضل و كارآمدگى بمقامى كه درخور آن بود ميگماشت و كمتر بغرض مغرضين و سعايت سخنچينان گوش فراميداد و بر خلاف در سياست و تنبيه خطاكاران فوق العاده سخت و بيرحم بود و در صورتى كه از عمّال و زيردستان و سران سپاهى او ظلم و تعدّى و تجاوز ميديد ايشان را به سختى مجازات ميكرد . زمام نفس خود را نيز كاملا در دست داشت و هيچ حركتى كه نمايندهء شهوترانى او باشد از او سر نزده بلكه كسانى را كه مرتكب بىناموسى مىشدند بشدّت مورد مؤاخذه قرار ميداد و چون در اجراى ياساهاى خود كه ذيلا بذكر آنها ميپردازيم بىنهايت مراعى و سختگير بود دوره حكومت او نيز در خونريزى و سختكشى از هيچيك از دورههاى ديگر عقب نمانده است . قواعد و ياساهاى غازانى غازانخان براى ترفيه حال رعيّت و وصول منظّم ماليات و رفع ظلم و تعدّى و حسن ادارهء كارها قواعد و ياساهائى وضع نموده و بسيارى از آداب و مراسمى را كه از پيش معمول بوده و او نمىپسنديده و آنها را موافق عدل و ترتيب نميدانسته است ملغى كرده است و ما مجملا به آنها اشاره ميكنيم . 1 - قبل از ايّام غازان ماليات ولايات بمقاطعه در عهدهء حكّام گذاشته ميشد اين حكّام كه غالبا مردمانى ظالم و طمعورز بودند و گاهى در عرض يك سال ده و حتّى بعضى اوقات هم بيست مرتبه از رعايا مطالبه ماليات مينمودند . حاصل ماليات ولايات بايد صرف مخارج جاريه و پرداخت براتهائى شود كه از طرف ديوان حوالهء ولايات ميشد ولى حكّام همه وقت با تراشيدن خرجهاى گزاف بيشتر اين عوايد را تلف ميكردند و براتها در دست مردم تأديه نشده باقى ميماند و بخزانه برميگشت .