حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

513

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

غازان شخصا رشيد و جنگ‌آزموده بود مخصوصا قبل از رسيدن بمقام ايلخانى يعنى در دورهء حكومت خراسان بواسطهء حملات پىدرپى مغولان ماوراء النّهر به اين مملكت به خوبى بفنون لشكركشى و مقابلهء با دشمن آشنا شده و اسرار اين كار را آموخته بود از مرگ هيچ پروا نداشت و همه وقت سپاه خود را بحقير شمردن عمر و نداشتن باك از دشمن تشويق ميكرد و غالبا مثل چنگيز خان سرداران خود را احضار و تعليمات مخصوص ميداد و مانند آن مرد مدبّر جهانگشا بايشان توصيه مينمود كه در لشكركشيها از راهها و راهداران و راهنمايان بيش از همه استفاده كنند و قبل از حركت در تأمين وسايل آذوغه و سيورسات و تحصيل اطّلاع از احوال روحيّه و تهيّات خصم بمدد جاسوسها بكوشند . در رعايت انتظام و انضباط لشكر جهد بليغ داشت و در اين راه نيز مقلّد چنگيز بود و ميگفت كه قسمت عمدهء شكستهائى كه بر سپاه وارد مىشود نتيجه نداشتن انتظام و افسار گسيختگى افراد است در حين حمله يا غلبه بر دشمن . غازان علاوه بر زبان مغولى و فارسى اطّلاع كمى از عربى و السنهء چينى و تبّتى و لاتينى داشت و بدانستن تاريخ و آداب و اخلاق سلاطين مخصوصا پادشاهان معاصر خود سخت مايل بود و هر وقت بيكى از مردم ممالك خارجى برميخورد در اين باب از او تحقيقات كامل ميكرد ولى بيش از همه بدانستن تاريخ آباء و اجداد مغولى خود عشق و علاقه داشت و هيچيك از امرا و شاهزادگان مغول باندازهء او بر احوال و اسامى و وقايع مغول مطّلع نبودند و خواجه رشيد الدّين يك مقدار از اطّلاعات نفيسى را كه در جامع التّواريخ ضبط كرده شخصا از دهان غازانخان شنيده است . غازان خان گذشته از اين مراتب مردى هنرمند بوده و ببعضى از صنايع يدى و حرفه‌هاى مختلف مثل بنّائى و نقّاشى و آهنگرى و اسلحه‌سازى آشنائى داشته و مقدارى از عمر خود را هم بهرزه در طلب كيميا و اشتغال برمل و ستاره‌شناسى و تحصيل نباتات عجيب به عادت مغول صرف كرده است و خيال بناى رصدخانه‌اى در نزديك تبريز نيز داشته و در شام غازان نمونه‌اى از آن را ساخته بوده است .