حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
512
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
گرديد در حوالى اين شهر در يكشنبهء 11 شوّال سال 703 پس از قريب بنه سال سلطنت بسنّ 33 وفات يافت و جنازهء او را از آنجا بتبريز بردند و در شنبغازان يا شامغازان از بناهاى او در حوالى اين شهر در گنبدى كه ساخته بود به خاك سپردند . غازان با وجود عمر كم و سلطنت كوتاه بواسطهء اصلاحات و اقداماتى كه كرده و ابنيه و قواعد و قوانينى كه بجا گذاشته بلاشبهه يكى از سلاطين بزرگ مشرق است و اگرچه مقايسهء او با امثال كوروش كبير و داريوش اوّل و سلاطين عظيم الشأن ساسانى صحيح نيست ولى غازان را مخصوصا از لحاظ مملكتدارى و اداره بايد از سلاطين معتبر ايران و بهرحال از اين حيث او را بزرگترين پادشاه سلسلهء ايلخانان دانست امّا بايد بخاطر سپرد كه يك قسمت عمده از اين افتخار و عظمت و بلندنامى كه مشمول حال غازان شده از بركت وجود وزير كاردان فاضلى مثل خواجه رشيد الدّين فضل اللّه همدانى است كه از يك طرف با تدبير و هنر و سياست ممالك وسيعهء غازانى را اداره ميكرده و در ترفيه حال رعايا و اصلاح امور مالى و انشاء ابنيه و آثار خيريّه با غازان شركت داشته و از طرفى ديگر با قلم شيواى خود ذكر محامد و اعمال ستوده و وقايع ايّام او را بر صفحات روزگار مخلّد ساخته است و غير از آن وزير دانشمند عدّهء زيادى از فضلاى ديگر هم در نتيجهء ادبدوستى و تشويق خواجه در گرد دربار ايلخانى مجتمع بوده و ايشان نيز هر كدام در اين مرحله قدمهاى مهمّى برداشتهاند بطورى كه ميتوان گفت كه دورهء غازان و دو جانشين او يعنى اولجايتو و سلطان ابو سعيد خان بر اثر وجود خواجه رشيد الدّين فضل اللّه و پسران او يكى از درخشانترين دورههاى ادبى تاريخ ايران است بلكه بجهاتى كه بعد مذكور خواهد شد در تاريخ اين مملكت نظير ندارد . اخلاق و صفات غازان خان سلطان محمود غازان خان پس از قبول مذهب اسلام از مؤمنين و مشوّقين جدّى آن آئين گرديد و در تمام عمر در رعايت مراسم و آداب دين حنيف و اقامهء شعاير آن ميكوشيد و سعى ميكرد كه آن قسمت از عساكر خود را هم كه مشرك و بتپرست يا بودائى مذهب بودند بآئين اسلام برگرداند و خود غالبا در اين باب با ايشان گفتگو و مباحثه مينمود